cuzcoes

[ایالات متحده]/ku:skəu/
[بریتانیا]/ku:skəu/

ترجمه

n. کوزکو، شهری در جنوب پرو

عبارات و ترکیب‌ها

cuzcoes are great

cuzcoes عالی هستند

love my cuzcoes

عاشق cuzcoes خودم هستم

cuzcoes for dinner

cuzcoes برای شام

cuzcoes are tasty

cuzcoes خوشمزه هستند

make some cuzcoes

چند cuzcoes درست کن

cuzcoes with sauce

cuzcoes با سس

enjoying my cuzcoes

از خوردن cuzcoes خودم لذت می برم

cuzcoes for lunch

cuzcoes برای ناهار

cuzcoes are popular

cuzcoes محبوب هستند

cuzcoes and cheese

cuzcoes و پنیر

جملات نمونه

she loves to cook cuzcoes for her family.

او عاشق پختن کوزکوس برای خانواده‌اش است.

cuzcoes can be served with a variety of vegetables.

کوزکوس را می‌توان با انواع سبزیجات سرو کرد.

they often enjoy a spicy sauce with their cuzcoes.

آنها اغلب از سس تند با کوزکوس خود لذت می‌برند.

making cuzcoes is a simple and quick process.

پختن کوزکوس یک فرآیند ساده و سریع است.

she added herbs to the cuzcoes for extra flavor.

او برای طعم بیشتر گیاهان را به کوزکوس اضافه کرد.

cuzcoes can be a great side dish for grilled meats.

کوزکوس می‌تواند یک غذای جانبی عالی برای گوشت گریل باشد.

he prefers his cuzcoes fluffy and light.

او ترجیح می‌دهد کوزکوسش پف‌دار و سبک باشد.

they served the cuzcoes with a fresh salad.

آنها کوزکوس را با یک سالاد تازه سرو کردند.

cuzcoes are a staple food in north african cuisine.

کوزکوس یک غذای اصلی در آشپزی شمال آفریقا است.

adding nuts to the cuzcoes adds a nice crunch.

اضافه کردن مغزها به کوزکوس یک تردی خوب می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید