cybering

[ایالات متحده]/ˈsaɪbərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsaɪbərɪŋ/

ترجمه

adj. مربوط به یا شامل کامپیوترها و اینترنت

عبارات و ترکیب‌ها

cybering online

گشت و گذار آنلاین

cybering safely

گشت و گذار ایمن

cybering friends

دوستان سایبری

cybering platform

پلتفرم سایبری

cybering session

نشست سایبری

cybering experience

تجربه سایبری

cybering chat

چت سایبری

cybering community

جامعه سایبری

cybering etiquette

ادب سایبری

cybering tools

ابزارهای سایبری

جملات نمونه

they spent hours cybering each other late at night.

آنها شب‌ها تا ساعت‌ها درگیر فعالیت‌های سایبری با یکدیگر بودند.

cybering can sometimes lead to unexpected connections.

فعالیت‌های سایبری گاهی اوقات می‌تواند منجر به ارتباطات غیرمنتظره شود.

many people enjoy cybering as a form of online intimacy.

بسیاری از افراد از فعالیت‌های سایبری به عنوان یک شکل از صمیمیت آنلاین لذت می‌برند.

he was nervous about cybering for the first time.

او در مورد اولین تجربه‌اش در فعالیت‌های سایبری مضطرب بود.

cybering can be a fun way to explore fantasies.

فعالیت‌های سایبری می‌تواند راهی سرگرم‌کننده برای کشف فانتزی‌ها باشد.

they agreed to start cybering after their first date.

آنها پس از قرار ملاقات اولشان با هم توافق کردند که فعالیت‌های سایبری را شروع کنند.

she found cybering to be a thrilling experience.

او فعالیت‌های سایبری را تجربه‌ای هیجان‌انگیز یافت.

cybering requires trust and communication between partners.

فعالیت‌های سایبری به اعتماد و ارتباط بین شرکا نیاز دارد.

he often felt more comfortable cybering than meeting in person.

او اغلب در فعالیت‌های سایبری بیشتر از ملاقات حضوری احساس راحتی می‌کرد.

they exchanged intimate messages while cybering.

آنها در حین فعالیت‌های سایبری پیام‌های صمیمی رد و بدل کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید