cyclopia

[ایالات متحده]/sʌɪˈkləʊpɪə/
[بریتانیا]/saɪˈkloʊpiə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک وضعیت پزشکی که با وجود یک چشم مشخص می‌شود
Word Forms
جمعcyclopias

عبارات و ترکیب‌ها

cyclopia diagnosis

تشخیص سایکلوپیا

cyclopia condition

وضعیت سایکلوپیا

cyclopia symptoms

علائم سایکلوپیا

cyclopia treatment

درمان سایکلوپیا

cyclopia cases

موارد سایکلوپیا

cyclopia research

تحقیقات سایکلوپیا

cyclopia prevalence

شیوع سایکلوپیا

cyclopia features

ویژگی‌های سایکلوپیا

cyclopia effects

اثرات سایکلوپیا

cyclopia genetics

ژنتیک سایکلوپیا

جملات نمونه

cyclopia is a rare congenital condition.

سایکل‌وپیا یک اختلال مادرزادی نادر است.

children with cyclopia often face numerous health challenges.

کودکانی که دچار سایکل‌وپیا هستند اغلب با چالش‌های بهداشتی متعددی روبرو هستند.

the diagnosis of cyclopia can be made through ultrasound.

تشخیص سایکل‌وپیا را می‌توان از طریق سونوگرافی انجام داد.

cyclopia is characterized by the fusion of the eyes.

سایکل‌وپیا با همجوشی چشم‌ها مشخص می‌شود.

research on cyclopia helps improve prenatal care.

تحقیقات در مورد سایکل‌وپیا به بهبود مراقبت‌های دوران بارداری کمک می‌کند.

many cases of cyclopia result in early mortality.

بسیاری از موارد سایکل‌وپیا منجر به مرگ و میر زودرس می‌شود.

cyclopia can be caused by genetic mutations.

سایکل‌وپیا می‌تواند ناشی از جهش‌های ژنتیکی باشد.

awareness of cyclopia is crucial for expectant parents.

آگاهی از سایکل‌وپیا برای والدین منتظر بسیار مهم است.

doctors may refer patients with cyclopia to specialists.

پزشکان ممکن است بیماران مبتلا به سایکل‌وپیا را به متخصصان ارجاع دهند.

cyclopia is often associated with other congenital anomalies.

سایکل‌وپیا اغلب با سایر ناهنجاری‌های مادرزادی همراه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید