cytoplast

[ایالات متحده]/ˈsaɪtəʊplæst/
[بریتانیا]/ˈsaɪtoʊplæst/

ترجمه

n. بخش زنده یک سلول به جز هسته؛ سیتوپلاسم
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

cytoplast division

تقسیم‌ سلول‌های سیتوپلاست

cytoplast fusion

ادغام سیتوپلاست

cytoplast culture

کشت سیتوپلاست

cytoplast isolation

جداسازی سیتوپلاست

cytoplast regeneration

بازسازی سیتوپلاست

cytoplast transfer

انتقال سیتوپلاست

cytoplast extraction

استخراج سیتوپلاست

cytoplast analysis

تجزیه‌ وتحلیل سیتوپلاست

cytoplast development

توسعه سیتوپلاست

cytoplast manipulation

دستکاری سیتوپلاست

جملات نمونه

the cytoplast is essential for cell function.

سیتوپلاست برای عملکرد سلول ضروری است.

researchers study the cytoplast to understand cellular processes.

محققان سیتوپلاست را برای درک فرآیندهای سلولی مطالعه می‌کنند.

the cytoplast contains various organelles.

سیتوپلاست حاوی اندامک‌های مختلف است.

damage to the cytoplast can affect cell health.

آسیب به سیتوپلاست می‌تواند بر سلامت سلول تأثیر بگذارد.

during cell division, the cytoplast plays a key role.

در طول تقسیم سلول، سیتوپلاست نقش کلیدی ایفا می‌کند.

scientists can manipulate the cytoplast for research purposes.

دانشمندان می‌توانند سیتوپلاست را برای اهداف تحقیقاتی دستکاری کنند.

the cytoplast helps maintain the shape of the cell.

سیتوپلاست به حفظ شکل سلول کمک می‌کند.

in plants, the cytoplast is involved in photosynthesis.

در گیاهان، سیتوپلاست در فتوسنتز نقش دارد.

understanding the cytoplast can lead to advancements in biotechnology.

درک سیتوپلاست می‌تواند منجر به پیشرفت در بیوتکنولوژی شود.

the cytoplast is where many metabolic reactions occur.

سیتوپلاست جایی است که بسیاری از واکنش‌های متابولیکی رخ می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید