dachas

[ایالات متحده]/'dætʃə/
[بریتانیا]/'dætʃə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ویلای روستایی روسی، خانه روستایی.

جملات نمونه

She enjoys spending weekends at her dacha in the countryside.

او از گذراندن آخر هفته‌ها در داتچای خود در حومه شهر لذت می‌برد.

The dacha was surrounded by beautiful flowers and trees.

داتچا توسط گل‌ها و درختان زیبا احاطه شده بود.

They often invite friends over to their dacha for barbecues.

آنها اغلب دوستان خود را به داتچای خود برای باربیکیو دعوت می‌کنند.

The dacha provides a peaceful retreat from the city.

داتچا یک مکان آرام برای دور شدن از شهر فراهم می‌کند.

She planted a vegetable garden next to her dacha.

او یک باغ سبزیجات در کنار داتچای خود کاشت.

The dacha has a cozy fireplace for chilly evenings.

داتچا دارای یک شومینه دنج برای شب‌های سرد است.

He inherited the dacha from his grandparents.

او داتچا را از پدربزرگ و مادربزرگش به ارث برد.

The dacha is a popular summer destination for many families.

داتچا یک مقصد محبوب تابستانی برای بسیاری از خانواده‌ها است.

They go to the dacha to escape the hustle and bustle of the city.

آنها به داتچا می‌روند تا از شلوغی و ازدحام شهر فرار کنند.

The dacha overlooks a serene lake.

داتچا به یک دریاچه آرام چشم دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید