dadoing

[ایالات متحده]/ˈdeɪdəʊɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdeɪdoʊɪŋ/

ترجمه

n. فرآیند برش یک شیار یا کانال در چوب

عبارات و ترکیب‌ها

dadoing something

در حال انجام دادن کاری

dadoing it right

در حال انجام درست آن

dadoing the task

در حال انجام وظیفه

dadoing this now

در حال انجام این کار الان

dadoing well

خوب انجام دادن

dadoing my best

در حال انجام بهترین کارم

dadoing it wrong

در حال انجام اشتباه آن

dadoing what matters

در حال انجام دادن آنچه مهم است

dadoing it together

در حال انجام آن با هم

جملات نمونه

he is dadoing his homework right now.

او در حال انجام تکالیفش در حال حاضر است.

she enjoys dadoing her art projects.

او از انجام پروژه های هنری خود لذت می برد.

the children are dadoing their schoolwork together.

کودکان در حال انجام تکالیف مدرسه خود با هم هستند.

they were dadoing the presentation all night.

آنها تمام شب در حال آماده کردن ارائه بودند.

he often finds himself dadoing late into the night.

او اغلب متوجه می شود که تا دیروقت در حال انجام کار است.

we need to start dadoing our assignments earlier.

ما باید زودتر شروع به انجام تکالیف خود کنیم.

she is dadoing a new recipe for dinner.

او در حال تهیه یک دستور غذای جدید برای شام است.

after school, they enjoy dadoing their favorite games.

بعد از مدرسه، آنها از انجام بازی های مورد علاقه خود لذت می برند.

he was dadoing his best to finish on time.

او تمام تلاش خود را برای اتمام به موقع انجام می داد.

they spent the afternoon dadoing their garden.

آنها بعد از ظهر را در حال انجام باغبانی خود گذراندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید