dahomey

[ایالات متحده]/dæˈhəʊmi/
[بریتانیا]/dæˈhoʊmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پادشاهی باستانی در غرب آفریقا؛ نام قبلی جمهوری بنین

عبارات و ترکیب‌ها

dahomey kingdom

پادشاهی داهوم

dahomey history

تاریخ داهوم

dahomey culture

فرهنگ داهوم

dahomey warriors

جنگجویان داهوم

dahomey art

هنر داهوم

dahomey heritage

میراث داهوم

dahomey religion

دین داهوم

dahomey flags

پرچم‌های داهوم

dahomey festivals

جشنواره‌های داهوم

dahomey economy

اقتصاد داهوم

جملات نمونه

dahomey was known for its rich cultural heritage.

داهمهویی به خاطر میراث فرهنگی غنی خود شناخته شده بود.

the history of dahomey is fascinating and complex.

تاریخ داهمهویی جذاب و پیچیده است.

many artifacts from dahomey are displayed in museums.

آثار باستانی بسیاری از داهمهویی در موزه ها به نمایش گذاشته می شوند.

dahomey was a powerful kingdom in west africa.

داهمهویی یک پادشاهی قدرتمند در آفریقای غربی بود.

the people of dahomey had unique traditions and customs.

مردم داهمهویی آداب و رسوم و سنت های منحصر به فردی داشتند.

in dahomey, women played significant roles in society.

در داهمهویی، زنان نقش های مهمی در جامعه ایفا می کردند.

the dahomey kingdom engaged in trade with european nations.

پادشاهی داهمهویی با کشورهای اروپایی تجارت می کرد.

dahomey is now part of modern-day benin.

داهمهویی اکنون بخشی از بنین امروزی است.

the legacy of dahomey influences many aspects of beninese culture.

میراث داهمهویی بر بسیاری از جنبه های فرهنگ بنینی تأثیر می گذارد.

visiting the historical sites of dahomey is a must for tourists.

بازدید از مکان های تاریخی داهمهویی برای گردشگران ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید