dairymen

[ایالات متحده]/ˈdɛəriˌmɛn/
[بریتانیا]/ˈdɛriˌmɛn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صاحبان مزارع لبنی؛ کارگران در فرآوری لبنیات

عبارات و ترکیب‌ها

dairymen association

انجمن دامپروران

dairymen union

اتحادیه دامپروران

dairymen cooperative

تعاونی دامپروران

dairymen market

بازار دامپروران

dairymen products

محصولات دامپروران

dairymen support

حمایت از دامپروران

dairymen rights

حقوق دامپروران

dairymen practices

روش‌های دامپروری

dairymen issues

مشکلات دامپروران

dairymen community

جامعه دامپروران

جملات نمونه

dairymen work hard to produce quality milk.

دامداران سخت تلاش می‌کنند تا شیر با کیفیت تولید کنند.

many dairymen are adopting sustainable farming practices.

بسیاری از دامداران در حال اتخاذ شیوه‌های کشاورزی پایدار هستند.

dairymen often face challenges with fluctuating milk prices.

دامداران اغلب با نوسانات قیمت شیر مواجه هستند.

local dairymen supply fresh milk to the community.

دامداران محلی شیر تازه را به جامعه ارائه می‌دهند.

dairymen need to ensure the health of their cows.

دامداران باید از سلامت گاوهای خود اطمینان حاصل کنند.

many dairymen participate in cooperative programs.

بسیاری از دامداران در برنامه‌های تعاونی شرکت می‌کنند.

dairymen rely on technology to improve efficiency.

دامداران برای بهبود کارایی به فناوری متکی هستند.

training programs are available for new dairymen.

برنامه‌های آموزشی برای دامداران جدید در دسترس است.

dairymen play a crucial role in the agricultural economy.

دامداران نقش مهمی در اقتصاد کشاورزی ایفا می‌کنند.

networking with other dairymen can provide valuable insights.

ارتباط با سایر دامداران می‌تواند بینش‌های ارزشمندی ارائه دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید