dallisgrass

[ایالات متحده]/ˈdælɪsˌɡrɑːs/
[بریتانیا]/ˈdælɪsˌɡræs/

ترجمه

n. پاسپالوم دیلاتاتوم، یک گیاه چمنی چندساله خشن و توده‌ای.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the dallisgrass has spread across the entire pasture.

چراگان در سراسر مراتع پراکنده شده است.

farmers are struggling with a serious dallisgrass infestation.

کشاورزان با یک آلودگی جدی چراگان درگیر هستند.

effective dallisgrass control requires proper herbicides.

کنترل موثر چراگان نیاز به حشره کش‌های مناسب دارد.

dallisgrass can reduce the quality of grazing land.

چراگان می‌تواند کیفیت زمین‌های چرا را کاهش دهد.

the dallisgrass problem has worsened over the summer.

مشکل چراگان در طول تابستان تشدید شده است.

we need to implement better dallisgrass management strategies.

ما نیاز به اجرای استراتژی‌های بهتر مدیریت چراگان داریم.

dallisgrass thrives in warm and humid climates.

چراگان در آب و هواهای گرم و مرطوب رشد می‌کند.

the rancher hired professionals for dallisgrass eradication.

چران با استخدام متخصصان برای از بین بردن چراگان.

early treatment is crucial for dallisgrass removal.

درمان زودهنگام برای حذف چراگان حیاتی است.

dallisgrass competes with desirable pasture grasses.

چراگان با گیاهان مطلوب مراتع رقابت می‌کند.

persistent dallisgrass growth damaged the lawn.

رشد مداوم چراگان زمین چمن را آسیب دیده کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید