darkeys dance
رقص سیاهها
darkeys night
شب سیاهها
darkeys song
آهنگ سیاهها
darkeys laughter
خنده سیاهها
darkeys shadow
سایه سیاهها
darkeys play
بازی سیاهها
darkeys whisper
نجواهای سیاهها
darkeys journey
سفر سیاهها
darkeys tale
داستان سیاهها
darkeys glow
درخشش سیاهها
the darkeys sang joyfully in the fields.
افراد سیاهپوست با خوشحالی در مزارع آواز میخواندند.
many darkeys worked hard from dawn till dusk.
بسیاری از افراد سیاهپوست از سپیده دم تا غروب سخت کار میکردند.
the darkeys enjoyed storytelling around the fire.
افراد سیاهپوست از تعریف کردن داستان کنار آتش لذت میبردند.
darkeys often shared their dreams with each other.
افراد سیاهپوست اغلب رویاهای خود را با یکدیگر به اشتراک میگذاشتند.
in the past, darkeys faced many hardships.
در گذشته، افراد سیاهپوست با سختیهای زیادی روبرو بودند.
the darkeys' laughter filled the air.
خنده افراد سیاهپوست هوا را پر میکرد.
darkeys played music to lift their spirits.
افراد سیاهپوست برای بالا بردن روحیه خود موسیقی مینواختند.
during celebrations, darkeys danced with joy.
در طول جشنها، افراد سیاهپوست با خوشحالی میرقصیدند.
darkeys often worked together as a community.
افراد سیاهپوست اغلب به عنوان یک جامعه با هم کار میکردند.
the stories of darkeys are part of our history.
داستانهای افراد سیاهپوست بخشی از تاریخ ما هستند.
darkeys dance
رقص سیاهها
darkeys night
شب سیاهها
darkeys song
آهنگ سیاهها
darkeys laughter
خنده سیاهها
darkeys shadow
سایه سیاهها
darkeys play
بازی سیاهها
darkeys whisper
نجواهای سیاهها
darkeys journey
سفر سیاهها
darkeys tale
داستان سیاهها
darkeys glow
درخشش سیاهها
the darkeys sang joyfully in the fields.
افراد سیاهپوست با خوشحالی در مزارع آواز میخواندند.
many darkeys worked hard from dawn till dusk.
بسیاری از افراد سیاهپوست از سپیده دم تا غروب سخت کار میکردند.
the darkeys enjoyed storytelling around the fire.
افراد سیاهپوست از تعریف کردن داستان کنار آتش لذت میبردند.
darkeys often shared their dreams with each other.
افراد سیاهپوست اغلب رویاهای خود را با یکدیگر به اشتراک میگذاشتند.
in the past, darkeys faced many hardships.
در گذشته، افراد سیاهپوست با سختیهای زیادی روبرو بودند.
the darkeys' laughter filled the air.
خنده افراد سیاهپوست هوا را پر میکرد.
darkeys played music to lift their spirits.
افراد سیاهپوست برای بالا بردن روحیه خود موسیقی مینواختند.
during celebrations, darkeys danced with joy.
در طول جشنها، افراد سیاهپوست با خوشحالی میرقصیدند.
darkeys often worked together as a community.
افراد سیاهپوست اغلب به عنوان یک جامعه با هم کار میکردند.
the stories of darkeys are part of our history.
داستانهای افراد سیاهپوست بخشی از تاریخ ما هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید