darkroom

[ایالات متحده]/'dɑːkruːm/
[بریتانیا]/'dɑrkrum/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتاق تاریک، محلی که برای توسعه و پردازش نگاتیوها و عکس‌ها در یک محیط تاریک استفاده می‌شود.

جملات نمونه

Through controlling the each step in process of darkroom disposal,improve the quality of the sciagram efficently.

با کنترل هر مرحله در فرآیند دفع کارگاه تاریک، کیفیت sciagram را به طور موثر بهبود بخشید.

He developed the film in the darkroom.

او فیلم را در تاریکخانه توسعه داد.

She spent hours printing photographs in the darkroom.

او ساعت‌ها در تاریکخانه عکس چاپ می‌کرد.

The darkroom is equipped with all the necessary tools for developing photos.

تاریکخانه مجهز به تمام ابزارهای لازم برای توسعه عکس است.

Photographers often use a darkroom to process their film.

عکاسان اغلب از تاریکخانه برای پردازش فیلم خود استفاده می‌کنند.

Working in a darkroom requires precision and patience.

کار کردن در تاریکخانه نیاز به دقت و صبر دارد.

She enjoys the quiet solitude of the darkroom.

او از خلوت و تنهایی تاریکخانه لذت می‌برد.

The darkroom is where magic happens in photography.

تاریکخانه جایی است که جادو در عکاسی اتفاق می‌افتد.

He is skilled at dodging and burning in the darkroom.

او در تاریکخانه در تاریک کردن و روشن کردن مهارت دارد.

The darkroom is a sanctuary for many photographers.

تاریکخانه برای بسیاری از عکاسان یک پناهگاه است.

She has a passion for spending hours in the darkroom perfecting her prints.

او شور و اشتیاقی برای گذراندن ساعت‌ها در تاریکخانه و بهبود چاپ‌های خود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید