data

[ایالات متحده]/ˈdeɪtə/
[بریتانیا]/ˈdeɪtə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.اطلاعات; حقایق

عبارات و ترکیب‌ها

data analysis

تجزیه و تحلیل داده

data processing

پردازش داده

data storage

ذخیره داده

data visualization

تصویرسازی داده

data collection

جمع داده

experimental data

داده‌های تجربی

data mining

استخراج داده

data acquisition

جمع آوری داده

test data

داده‌های آزمایشی

data structure

ساختار داده

seismic data

داده‌های لرزه‌ای

data transmission

انتقال داده

monitoring data

داده‌های نظارتی

data management

مدیریت داده

clinical data

اطلاعات بالینی

for data

برای داده

statistical data

داده‌های آماری

measured data

داده‌های اندازه‌گیری شده

data warehouse

انبار داده

personal data

اطلاعات شخصی

data base

پایگاه داده

logging data

داده‌های ثبت وقایع

جملات نمونه

data communications; data updates.

ارتباطات داده؛ به‌روزرسانی داده.

data management and collation.

مدیریت و گردآوری داده‌ها

the input of data to the system.

وارد کردن داده‌ها به سیستم

computerisation of data transmission

خودکارسازی انتقال داده

a data file in binary format.

یک فایل داده با فرمت باینری

These data are the raw material for the analysis.

این داده‌ها ماده خام برای تجزیه و تحلیل هستند.

commercially confidential data

اطلاعات محرمانه تجاری

data compression and compaction

فشرده‌سازی و تراکم داده

especially a data subschema in a relational data system.

به ویژه یک زیر طرح داده در یک سیستم داده رابطه‌ای.

children can enter the data into the computer.

کودکان می‌توانند داده‌ها را وارد کامپیوتر کنند.

more data of this kind would be valuable.

داده‌های بیشتر از این نوع ارزشمند خواهند بود.

the data was less than ideal.

داده‌ها آنقدرها که باید خوب نبودند.

sequential processing of data files.

پردازش ترتیبی فایل‌های داده

the data is stored on disk.

داده‌ها روی دیسک ذخیره می‌شوند.

data traffic between remote workstations.

ترافیک داده بین ایستگاه‌های کاری از راه دور

microfiche data; a microfiche collection.

داده‌های میکروفیش؛ مجموعه میکروفیش

data telemetered from a spaceship

داده‌های تلسمتر شده از یک سفینه فضایی

نمونه‌های واقعی

We need to verify the data before we proceed.

ما باید داده‌ها را قبل از ادامه بررسی کنیم.

منبع: Oxford University: Business English

Commercial air traffic is grounded, as pilots lose navigation and weather data.

ترافیک هوایی تجاری متوقف شده است، زیرا خلبان‌ها داده‌های ناوبری و آب و هوا را از دست داده‌اند.

منبع: CNN 10 Student English March 2018 Collection

We finished an initial look at our telemetry data.

ما یک بررسی اولیه از داده‌های تله‌متری خود انجام دادیم.

منبع: VOA Daily Standard April 2019 Collection

Turns out brain data alone lacks context.

مشخص شد که داده‌های مغز به تنهایی فاقد زمینه است.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

In this new world, data is money, and therefore, I think, data is also power.

در این دنیای جدید، داده‌ها پول هستند و بنابراین، به نظر من، داده‌ها قدرت نیز هستند.

منبع: BBC Listening Collection April 2015

Baker has not studied that data yet.

بیکر هنوز آن داده‌ها را مطالعه نکرده است.

منبع: VOA Special English Health

The data are what the data are.

داده‌ها همان چیزی هستند که هستند.

منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)

There's more data in the European model.

در مدل اروپایی داده‌های بیشتری وجود دارد.

منبع: CNN 10 Student English August 2018 Compilation

Yamanashi police did not have similar data.

پلیس یاماناشی داده‌های مشابهی نداشت.

منبع: VOA Slow English - Entertainment

You always scrutinise the data and you never jump to conclusions.

شما همیشه داده‌ها را بررسی می‌کنید و هرگز به نتیجه‌ای نمی‌رسید.

منبع: Oxford University's "The Beautiful Princess"

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید