dauphines

[ایالات متحده]/ˌdəʊˈfiːn/
[بریتانیا]/ˌdoʊˈfiːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. همسر دلفین؛ شاهزاده خانم؛ همسر دلفین؛ شاهزاده خانم

عبارات و ترکیب‌ها

dauphine potato

سیب‌زمینی دوفین

dauphine pastry

شیرینی دوفین

dauphine region

منطقه دوفین

dauphine style

سبک دوفین

dauphine sauce

سس دوفین

dauphine cheese

پنیر دوفین

dauphine dish

غذا دوفین

dauphine garden

باغ دوفین

dauphine market

بازار دوفین

dauphine festival

جشنواره دوفین

جملات نمونه

the dauphine was known for her elegance and grace.

دوکه‌زاده به خاطر وقار و ظرافتش شناخته می‌شد.

the title of dauphine is historically significant in france.

عنوان دوکه‌زاده از نظر تاریخی در فرانسه از اهمیت بالایی برخوردار است.

she dreamed of becoming the dauphine of the kingdom.

او رویای تبدیل شدن به دوکه‌زاده پادشاهی را داشت.

the dauphine attended many royal events.

دوکه‌زاده در بسیاری از رویدادهای سلطنتی شرکت می‌کرد.

in the past, the dauphine had a significant role in politics.

در گذشته، دوکه‌زاده نقش مهمی در سیاست داشت.

the dauphine's wedding was a grand affair.

ازدواج دوکه‌زاده یک مراسم باشکوه بود.

people admired the dauphine for her charitable work.

مردم دوکه‌زاده را به خاطر فعالیت‌های خیریه‌اش تحسین می‌کردند.

the dauphine often influenced fashion trends.

دوکه‌زاده اغلب روند مد را تحت تأثیر قرار می‌داد.

as dauphine, she was expected to uphold royal traditions.

همانطور که دوکه‌زاده بود، انتظار می‌رفت که سنت‌های سلطنتی را حفظ کند.

the dauphine's portrait was painted by famous artists.

تصویر دوکه‌زاده توسط هنرمندان مشهور نقاشی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید