dayschool

[ایالات متحده]/ˈdeɪskuːl/
[بریتانیا]/ˈdeɪskuːl/

ترجمه

n. مدرسه‌ای که در طول روز آموزش ارائه می‌دهد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

dayschool program

برنامه روزانه

dayschool hours

ساعات مدرسه روزانه

dayschool activities

فعالیت‌های مدرسه روزانه

dayschool curriculum

برنامه درسی مدرسه روزانه

dayschool staff

پرسنل مدرسه روزانه

dayschool fees

هزینه‌های مدرسه روزانه

dayschool students

دانش‌آموزان مدرسه روزانه

dayschool policies

سیاست‌های مدرسه روزانه

dayschool enrollment

ثبت‌نام مدرسه روزانه

dayschool services

خدمات مدرسه روزانه

جملات نمونه

she decided to enroll her child in a dayschool.

او تصمیم گرفت فرزندش را در یک مدرسه روزانه ثبت نام کند.

dayschool provides a structured learning environment.

مدسه روزانه یک محیط یادگیری ساختاریافته ارائه می دهد.

many parents prefer dayschool for its flexibility.

بسیاری از والدین به دلیل انعطاف پذیری، مدرسه روزانه را ترجیح می دهند.

he enjoys the social activities at his dayschool.

او از فعالیت های اجتماعی در مدرسه روزانه خود لذت می برد.

dayschool offers various extracurricular programs.

مدسه روزانه برنامه های فوق برنامه متنوعی ارائه می دهد.

she made friends quickly at her new dayschool.

او به سرعت در مدرسه روزانه جدید خود دوست پیدا کرد.

the dayschool curriculum includes arts and sciences.

برنامه درسی مدرسه روزانه شامل هنر و علوم است.

he loves the sports facilities at his dayschool.

او عاشق امکانات ورزشی در مدرسه روزانه خود است.

dayschool hours are typically from morning to afternoon.

ساعات مدرسه روزانه معمولاً از صبح تا بعد از ظهر است.

parents appreciate the communication from the dayschool staff.

والدین از ارتباط با کارکنان مدرسه روزانه قدردانی می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید