debutantes

[ایالات متحده]/ˈdeɪbjuːtɒnt/
[بریتانیا]/ˈdeɪbjuːtɑːnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زنان جوانی که اولین بار در جامعه اشرافی ظاهر می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

debutantes ball

رقص مقدمه‌ای

debutantes season

فصل مقدمه‌ای

debutantes party

جشن مقدمه‌ای

debutantes presentation

معرفی دوشیزگان

debutantes dress

لباس دوشیزگان

debutantes event

رویداد دوشیزگان

debutantes ceremony

آیین دوشیزگان

debutantes tradition

آد و رسوم دوشیزگان

debutantes ballgown

لباس مجلسی دوشیزگان

debutantes etiquette

ادب دوشیزگان

جملات نمونه

many debutantes attended the grand ball.

بسیاری از دوشیزگان در مهمانی بزرگ شرکت کردند.

the debutantes wore elegant gowns for the occasion.

دوشیزگان لباس‌های شیک و مجلسی برای این مناسبت پوشیدند.

debutantes are often introduced to society at formal events.

دوشیزگان اغلب در رویدادهای رسمی به جامعه معرفی می‌شوند.

each year, a new group of debutantes is presented.

هر سال، گروه جدیدی از دوشیزگان معرفی می‌شوند.

the debutantes practiced their dance routines for weeks.

دوشیزگان برای هفته‌ها تمرینات رقص خود را تمرین کردند.

parents often invest in their debutantes' education.

والدین اغلب در تحصیلات دوشیزگان خود سرمایه‌گذاری می‌کنند.

debutantes are expected to display grace and poise.

از دوشیزگان انتظار می‌رود که وقار و اعتماد به نفس نشان دهند.

attending the debutante ball is a rite of passage.

حضور در مهمانی دوشیزگان یک آیین عبور است.

debutantes often receive guidance from mentors.

دوشیزگان اغلب از مربیان خود راهنمایی می‌گیرند.

the traditions surrounding debutantes vary by culture.

رسوم مربوط به دوشیزگان بسته به فرهنگ متفاوت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید