decarboxylate enzyme
آنزیم دکربوکسیلاز
decarboxylate reaction
واکنش دکربوکسیلاسیون
decarboxylate process
فرآیند دکربوکسیلاسیون
decarboxylate compound
ترکیب دکربوکسیلاز
decarboxylate pathway
مسیر دکربوکسیلاسیون
decarboxylate mechanism
مکانیسم دکربوکسیلاسیون
decarboxylate activity
فعالیت دکربوکسیلاز
decarboxylate agent
عامل دکربوکسیلاز
decarboxylate substrate
زیرلایه دکربوکسیلاز
the enzyme can decarboxylate amino acids in the body.
آنزیم میتواند اسیدهای آمینه را در بدن دکربوکسیلاسیون کند.
scientists are studying how to decarboxylate organic compounds efficiently.
دانشمندان در حال بررسی روشی برای دکربوکسیلاسیون کارآمد ترکیبات آلی هستند.
decarboxylate the substance to enhance its reactivity.
برای افزایش واکنشپذیری، ماده را دکربوکسیلاسیون کنید.
during the reaction, we need to decarboxylate the carboxylic acid.
در طول واکنش، ما باید اسید کربوکسیلیک را دکربوکسیلاسیون کنیم.
to produce the desired product, we must decarboxylate the precursor.
برای تولید محصول مورد نظر، باید پیشساز را دکربوکسیلاسیون کنیم.
it is crucial to decarboxylate the material at the right temperature.
دکربوکسیلاسیون ماده در دمای مناسب بسیار مهم است.
the process to decarboxylate cannabis is essential for making edibles.
فرآیند دکربوکسیلاسیون شاهدانه برای تهیه غذاهای خوراکی ضروری است.
researchers found a way to decarboxylate fatty acids effectively.
محققان راهی برای دکربوکسیلاسیون موثر اسیدهای چرب یافتند.
to improve flavor, some chefs decarboxylate herbs before cooking.
برای بهبود طعم، برخی از سرآشپزها قبل از پختن گیاهان دارویی آنها را دکربوکسیلاسیون میکنند.
decarboxylate the sample to analyze its composition accurately.
برای تجزیه و تحلیل دقیق ترکیب آن، نمونه را دکربوکسیلاسیون کنید.
decarboxylate enzyme
آنزیم دکربوکسیلاز
decarboxylate reaction
واکنش دکربوکسیلاسیون
decarboxylate process
فرآیند دکربوکسیلاسیون
decarboxylate compound
ترکیب دکربوکسیلاز
decarboxylate pathway
مسیر دکربوکسیلاسیون
decarboxylate mechanism
مکانیسم دکربوکسیلاسیون
decarboxylate activity
فعالیت دکربوکسیلاز
decarboxylate agent
عامل دکربوکسیلاز
decarboxylate substrate
زیرلایه دکربوکسیلاز
the enzyme can decarboxylate amino acids in the body.
آنزیم میتواند اسیدهای آمینه را در بدن دکربوکسیلاسیون کند.
scientists are studying how to decarboxylate organic compounds efficiently.
دانشمندان در حال بررسی روشی برای دکربوکسیلاسیون کارآمد ترکیبات آلی هستند.
decarboxylate the substance to enhance its reactivity.
برای افزایش واکنشپذیری، ماده را دکربوکسیلاسیون کنید.
during the reaction, we need to decarboxylate the carboxylic acid.
در طول واکنش، ما باید اسید کربوکسیلیک را دکربوکسیلاسیون کنیم.
to produce the desired product, we must decarboxylate the precursor.
برای تولید محصول مورد نظر، باید پیشساز را دکربوکسیلاسیون کنیم.
it is crucial to decarboxylate the material at the right temperature.
دکربوکسیلاسیون ماده در دمای مناسب بسیار مهم است.
the process to decarboxylate cannabis is essential for making edibles.
فرآیند دکربوکسیلاسیون شاهدانه برای تهیه غذاهای خوراکی ضروری است.
researchers found a way to decarboxylate fatty acids effectively.
محققان راهی برای دکربوکسیلاسیون موثر اسیدهای چرب یافتند.
to improve flavor, some chefs decarboxylate herbs before cooking.
برای بهبود طعم، برخی از سرآشپزها قبل از پختن گیاهان دارویی آنها را دکربوکسیلاسیون میکنند.
decarboxylate the sample to analyze its composition accurately.
برای تجزیه و تحلیل دقیق ترکیب آن، نمونه را دکربوکسیلاسیون کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید