decorator

[ایالات متحده]/'dekəreɪtə/
[بریتانیا]/'dɛkəretɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقاش؛ کاغذ دیواری‌کار.

عبارات و ترکیب‌ها

interior decorator

طراح داخلی

professional decorator

طراح حرفه‌ای

home decorator

طراح منزل

جملات نمونه

This is a nice setup, did you hire an interior decorator?

چه تنظیم جالبی، آیا یک دکوراتور استخدام کردید؟

The decorator appointed the hotel with ultramodern furnishings.

طراح، هتل را با مبلمان فوق مدرن تزئین کرد.

He now works as a painter and decorator.

او اکنون به عنوان نقاش و دکوراتور کار می کند.

The decorator had the wood paneling painted to imitate marble.

طراح، پانل های چوبی را رنگ کرد تا شبیه مرمر به نظر برسد.

firms of interior decorators have been tendering for the work.

شرکت های دکوراتور داخلی برای انجام این کار پیشنهاد داده اند.

had given the interior decorator carte blanche and then detested the results.

به دکوراتور داخلی حق مطلق داده شد و سپس از نتایج متنفربود.

It can be an energy drainer and canny decorators avoid using too much lime and olive greens because of their association to sickliness and envy.

می تواند انرژی شما را تخلیه کند و دکوراتورهای باهوش از استفاده بیش از حد از رنگ های سبز لیمویی و زیتونی به دلیل ارتباط آنها با بیماری و حسادت خودداری می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید