decubiti

[ایالات متحده]/dɪˈkjuːbɪtaɪ/
[بریتانیا]/dɪˈkjuːbɪtaɪ/

ترجمه

n. زخم بستر یا زخم فشار

عبارات و ترکیب‌ها

pressure decubiti

فشار زخم بستر

decubiti care

مراقبت از زخم بستر

decubiti prevention

جلوگیری از زخم بستر

decubiti treatment

درمان زخم بستر

decubiti management

مدیریت زخم بستر

decubiti risk

خطر زخم بستر

decubiti assessment

ارزیابی زخم بستر

decubiti stages

مراحل زخم بستر

decubiti ulcer

زخم بستر و ندول

decubiti support

حمایت از زخم بستر

جملات نمونه

patients with decubiti require special care.

بیماران مبتلا به زخم بستر به مراقبت ویژه نیاز دارند.

decubiti can lead to serious infections.

زخم بستر می‌تواند منجر به عفونت‌های جدی شود.

preventing decubiti is essential in long-term care.

پیشگیری از زخم بستر در مراقبت‌های طولانی مدت ضروری است.

decubiti often develop in immobile patients.

زخم بستر اغلب در بیماران بی‌حرکت ایجاد می‌شود.

regular repositioning helps prevent decubiti.

تغییر مکان منظم به پیشگیری از زخم بستر کمک می‌کند.

healthcare professionals must monitor for decubiti.

متخصصان مراقبت‌های بهداشتی باید زخم بستر را رصد کنند.

decubiti can be painful and debilitating.

زخم بستر می‌تواند دردناک و ناتوان‌کننده باشد.

effective wound care is crucial for decubiti treatment.

مراقبت موثر از زخم برای درمان زخم بستر بسیار مهم است.

education on decubiti prevention is vital for caregivers.

آموزش در مورد پیشگیری از زخم بستر برای مراقبان بسیار مهم است.

decubiti management involves a multidisciplinary approach.

مدیریت زخم بستر شامل یک رویکرد چند رشته‌ای است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید