deflowering

[ایالات متحده]/dɪˈflaʊərɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈflaʊərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل از بین بردن گل چیزی؛ از یک زن گرفتن باکرگی‌اش؛ نقض یا آلوده کردن؛ ویران کردن یا تخریب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

deflowering ritual

آیین رونده‌شدن

deflowering ceremony

مراسم رونده‌شدن

deflowering experience

تجربه رونده‌شدن

deflowering moment

لحظه رونده‌شدن

deflowering process

فرآیند رونده‌شدن

deflowering tradition

تقاليد رونده‌شدن

deflowering act

عمل رونده‌شدن

deflowering myth

افسانه رونده‌شدن

deflowering story

داستان رونده‌شدن

deflowering belief

باور رونده‌شدن

جملات نمونه

deflowering the land is essential for agriculture.

خاک را از گل انداختن برای کشاورزی ضروری است.

the deflowering of the garden revealed its hidden beauty.

از بین بردن گل‌های باغ، زیبایی پنهان آن را آشکار کرد.

deflowering can symbolize new beginnings in literature.

از بین بردن گل‌ها می‌تواند نمادی از شروع‌های جدید در ادبیات باشد.

they spoke about the deflowering of traditional practices.

آنها در مورد از بین رفتن سنت‌های سنتی صحبت کردند.

deflowering is often associated with loss of innocence.

از بین بردن گل‌ها اغلب با از دست دادن معصومیت مرتبط است.

in some cultures, deflowering is a significant rite of passage.

در برخی فرهنگ‌ها، از بین بردن گل‌ها یک آیین عبور مهم است.

the deflowering of the forest has raised environmental concerns.

از بین بردن گل‌های جنگل نگرانی‌های زیست محیطی را افزایش داده است.

deflowering a plant can encourage new growth.

از بین بردن گل‌های یک گیاه می‌تواند باعث رشد جدید شود.

deflowering practices vary greatly between different cultures.

روش‌های از بین بردن گل‌ها در فرهنگ‌های مختلف بسیار متفاوت است.

she wrote about the deflowering of societal norms.

او در مورد از بین رفتن هنجارهای اجتماعی نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید