deification

[ایالات متحده]/ˌdiːɪfɪ'keɪʃən/
[بریتانیا]/ˌdiəfɪˈkeʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل برخورد با کسی یا چیزی به عنوان خدا؛ فرایند تبدیل کردن کسی یا چیزی به خدا؛ عمل احترام گذاشتن به کسی به عنوان خدا

جملات نمونه

The deification of celebrities is common in today's society.

خدایانه کردن مشاهیر در جوامع امروزی رایج است.

Deification of political leaders can lead to blind loyalty.

خدایانه کردن رهبران سیاسی می تواند منجر به وفاداری کورکورانه شود.

In some cultures, deification of ancestors is practiced.

در برخی فرهنگ‌ها، خدایانه کردن اجداد انجام می‌شود.

The deification of nature is a common theme in many mythologies.

خدایانه کردن طبیعت یک مضمون رایج در بسیاری از اساطیر است.

Deification of historical figures can distort the truth.

خدایانه کردن چهره‌های تاریخی می‌تواند واقعیت را تحریف کند.

Deification of success can lead to unhealthy competition.

خدایانه کردن موفقیت می‌تواند منجر به رقابت ناسالم شود.

The deification of money can lead to greed and corruption.

خدایانه کردن پول می‌تواند منجر به طمع و فساد شود.

Deification of technology can create unrealistic expectations.

خدایانه کردن فناوری می‌تواند منجر به ایجاد انتظارات غیرواقعی شود.

The deification of beauty in media can harm self-esteem.

خدایانه کردن زیبایی در رسانه ها می تواند به عزت نفس آسیب برساند.

Deification of certain ideologies can lead to extremism.

خدایانه کردن برخی ایدئولوژی‌ها می‌تواند منجر به افراط‌گرایی شود.

نمونه‌های واقعی

There's a lack of love for humanity and an overblown almost deification of technology -- 100%.

فاقد محبت برای انسانیت و بزرگنمایی تقریباً خداوندی فناوری - 100٪.

منبع: Sway

" Art is essentially the affirmation, the blessing, the deification of existence."

هنر اساساً تأیید، برکت و خداوندی وجود است.

منبع: Carefully listening materials

Following the deification, Nero didn’t hesitate to use the title Divi Filius, or Son of a

پس از خداپرستی، نرون از استفاده از عنوان پسر خدا مردد دریغ نکرد.

منبع: Character Profile

There were a few exceptions to the deification however, such as Tiberius, Caligula, Nero and Domitian; but during their lives both Caligula and Nero believed themselves to be living gods and Domitian thought he was the reincarnation of Hercules.

با این حال، چند استثنا برای خداپرستی وجود داشت، مانند تبر، کالایولا، نرون و دومیتین؛ اما در طول زندگی خود، کالایولا و نرون هر دو معتقد بودند که خدایان زنده هستند و دومیتین فکر می‌کرد که او تجسم هِرکولس است.

منبع: Encyclopedia of World History

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید