delbruck

[ایالات متحده]/ˈdɛlbrʊk/
[بریتانیا]/ˈdɛlbrʊk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماکس دلبروک (۱۹۰۶–۱۹۸۱)، زیست‌شناس آلمانی-آمریکایی که به دلیل تحقیقات در مورد ساختار ژنتیکی ویروس‌ها جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی سال ۱۹۶۹ را دریافت کرد.
شکل‌های واژه
جمعdelbrucks

جملات نمونه

max delbrück was a pioneering molecular biologist.

ماکس دلبروک یک محقق مولکولی پیشرو بود.

the delbrück institute conducts groundbreaking research.

اینستیتو دلبروک تحقیقات نوآورانه انجام می دهد.

delbrück's work on bacteriophages revolutionized biology.

کار دلبروک در مورد باکتریوفاژها زیست شناسی را انقلابی کرد.

the city of delbrück is located in north rhine-westphalia.

شهر دلبروک در شمال راین-وستفالیه قرار دارد.

delbrück won the nobel prize in physiology or medicine in 1969.

دلبروک در سال ۱۹۶۹ جایزه نوبل رشته فiziولوژی یا پزشکی را به دست آورد.

delbrück's experiments with bacteria changed our understanding of genetics.

آزمایش های دلبروک با باکتری‌ها درک ما از ژنتیک را تغییر داد.

the delbrück center continues to attract top scientists.

مرکز دلبروک ادامه می دهد تا بهترین دانشمندان را جذب کند.

delbrück's research laid the foundation for modern molecular biology.

تحقیقات دلبروک پایه‌ریزی برای زیست شناسی مولکولی مدرن را انجام داد.

many researchers cite delbrück's influential papers.

بسیاری از محققان مقالات تأثیرگذار دلبروک را می‌پردازند.

delbrück's legacy inspires new generations of biologists.

ارث دلبروک نسل‌های جدیدی از زیست‌شناسان را الهام می‌بخشد.

scientists at delbrück study gene regulation and cell signaling.

دانشمندان در دلبروک تنظیم ژن و ارتباطات سلولی را مطالعه می‌کنند.

the delbrück laboratory made breakthrough discoveries in the 1940s.

آزمایشگاه دلبروک در دهه ۴۰ میلادی کشفیات نوآورانه ای انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید