delicatessens

[ایالات متحده]/ˌdɛlɪkəˈtɛsənz/
[بریتانیا]/ˌdɛlɪkəˈtɛsənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فروشگاه‌هایی که غذاهای باکیفیت می‌فروشند

عبارات و ترکیب‌ها

local delicatessens

سوغاتی‌های محلی

gourmet delicatessens

سوغاتی‌های خوشمزه

italian delicatessens

سوغاتی‌های ایتالیایی

fine delicatessens

سوغاتی‌های درجه یک

artisanal delicatessens

سوغاتی‌های دست‌ساز

specialty delicatessens

سوغاتی‌های خاص

french delicatessens

سوغاتی‌های فرانسوی

kosher delicatessens

سوغاتی‌های گوشری

fresh delicatessens

سوغاتی‌های تازه

جملات نمونه

many people enjoy visiting delicatessens for gourmet sandwiches.

بسیاری از مردم از بازدید از دلی‌ها برای ساندویچ‌های گوروئه لذت می‌برند.

delicatessens often offer a variety of cheeses and cured meats.

دلی‌ها اغلب انواع پنیر و گوشت‌های دودی را ارائه می‌دهند.

she bought some fresh bread from the local delicatessen.

او نان تازه ای از دلی محلی خرید.

delicatessens are great places to find unique snacks.

دلی‌ها مکان‌های خوبی برای یافتن میان وعده‌های منحصر به فرد هستند.

he works at a delicatessen and loves interacting with customers.

او در یک دلی کار می‌کند و از تعامل با مشتریان لذت می‌برد.

some delicatessens specialize in organic and locally sourced products.

برخی از دلی‌ها در محصولات ارگانیک و محلی تخصص دارند.

they often host tastings at their delicatessen to showcase new items.

آنها اغلب در دلی خود جلسات تست برگزار می‌کنند تا اقلام جدید را به نمایش بگذارند.

delicatessens provide a wonderful selection of international foods.

دلی‌ها مجموعه‌ای فوق‌العاده از غذاهای بین‌المللی ارائه می‌دهند.

on weekends, the delicatessen is always busy with customers.

در آخر هفته‌ها، دلی همیشه با مشتریان شلوغ است.

she loves to explore different delicatessens when traveling.

او عاشق کشف دلی‌های مختلف در هنگام سفر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید