denazification

[ایالات متحده]/diːˌnɑːtsɪfɪˈkeɪʃən/
[بریتانیا]/diˌnɑtsɪfɪˈkeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند حذف ایدئولوژی و نفوذ نازی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

denazification process

فرآیند زدادسازی

denazification efforts

تلاش‌های زدادسازی

denazification policy

سیاست زدادسازی

denazification measures

اقدامات زدادسازی

denazification campaign

کمپین زدادسازی

denazification program

برنامه زدادسازی

denazification law

قانون زدادسازی

denazification initiative

ابتکار زدادسازی

denazification strategy

استراتژی زدادسازی

denazification report

گزارش زدادسازی

جملات نمونه

the process of denazification was crucial after the war.

فرآیند زدایی نازی‌پسند پس از جنگ بسیار مهم بود.

denazification efforts faced many challenges.

تلاش‌های زدایی نازی‌پسند با چالش‌های زیادی روبرو بودند.

education played a key role in the denazification process.

آموزش نقش کلیدی در فرآیند زدایی نازی‌پسند ایفا کرد.

many officials were involved in the denazification program.

بسیاری از مقامات در برنامه زدایی نازی‌پسند مشارکت داشتند.

denazification policies aimed to promote democracy.

سیاست‌های زدایی نازی‌پسند با هدف ترویج دموکراسی طراحی شده بودند.

public opinion was divided on the effectiveness of denazification.

نظر مردم در مورد اثربخشی زدایی نازی‌پسند تقسیم بود.

denazification included the removal of nazi symbols.

زدایی نازی‌پسند شامل حذف نمادهای نازی بود.

some argued that denazification was too lenient.

برخی استدلال می‌کردند که زدایی نازی‌پسند بیش از حد ملایم بود.

the legacy of denazification is still debated today.

میراث زدایی نازی‌پسند هنوز امروز مورد بحث است.

denazification was essential for rebuilding trust in society.

زدایی نازی‌پسند برای بازسازی اعتماد در جامعه ضروری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید