dentoid

[ایالات متحده]/ˈdɛn.tɔɪd/
[بریتانیا]/ˈdɛn.tɔɪd/

ترجمه

adj. دندانه‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

dentoid shape

شکل دنتوئید

dentoid structure

ساختار دنتوئید

dentoid feature

ویژگی دنتوئید

dentoid morphology

مورفولوژی دنتوئید

dentoid appearance

ظاهر دنتوئید

dentoid analysis

تجزیه و تحلیل دنتوئید

dentoid classification

طبقه بندی دنتوئید

dentoid growth

رشد دنتوئید

dentoid characteristics

ویژگی های دنتوئید

dentoid development

توسعه دنتوئید

جملات نمونه

the dentist noted the dentoid shape of the patient's teeth.

دندانپزشک به شکل دنتوئیدی دندان‌های بیمار اشاره کرد.

her dentoid appearance made her stand out in the crowd.

ظاهر دنتوئیدی او باعث شد در میان جمعیت خودنمایی کند.

he studied the dentoid features in his biology class.

او ویژگی‌های دنتوئیدی را در کلاس زیست‌شناسی خود مطالعه کرد.

the artist used dentoid elements in his sculpture.

هنرمند از عناصر دنتوئیدی در مجسمه‌سازی خود استفاده کرد.

she described the dentoid structure in her research paper.

او ساختار دنتوئیدی را در مقاله تحقیقاتی خود توصیف کرد.

understanding dentoid formations can help in dental studies.

درک شکل‌گیری‌های دنتوئیدی می‌تواند در مطالعات دندانپزشکی کمک کند.

the dentoid characteristics were evident in the fossil.

ویژگی‌های دنتوئیدی در فسیل آشکار بود.

his dentoid smile revealed his unique charm.

لبخند دنتوئیدی او جذابیت خاص او را نشان داد.

the team analyzed the dentoid patterns in the samples.

تیم الگوهای دنتوئیدی را در نمونه‌ها تجزیه و تحلیل کرد.

she was fascinated by the dentoid designs in nature.

او از طرح‌های دنتوئیدی در طبیعت شگفت‌زده شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید