dependants

[ایالات متحده]/dɪˈpɛndənts/
[بریتانیا]/dɪˈpɛndənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که به شخص دیگری برای حمایت تکیه می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

financial dependants

وابستگان مالی

legal dependants

وابستگان قانونی

tax dependants

وابستگان مالیاتی

dependent dependants

وابستگان وابسته

adult dependants

وابستگان بزرگسال

child dependants

وابستگان کودک

qualifying dependants

وابستگان واجد شرایط

eligible dependants

وابستگان واجد شرایط

dependent family dependants

وابستگان خانواده

primary dependants

وابستگان اصلی

جملات نمونه

many families depend on government support for their dependants.

بسیاری از خانواده‌ها برای فرزندانشان به حمایت دولت متکی هستند.

it's important to plan for the future of your dependants.

برنامه‌ریزی برای آینده فرزندان شما مهم است.

employers often provide benefits for their employees' dependants.

کارفرمایان اغلب مزایایی را برای فرزندان کارکنان خود ارائه می‌دهند.

he has several dependants who rely on him for financial support.

او چندین فرزند دارد که برای حمایت مالی به او متکی هستند.

the policy covers health insurance for all dependants.

این طرح شامل بیمه درمانی برای همه فرزندان می‌شود.

she is the primary caregiver for her dependants.

او مراقب اصلی فرزندانش است.

they must declare their dependants when filing taxes.

آنها باید فرزندان خود را هنگام ثبت‌نام مالیات اعلام کنند.

support programs are available for low-income families with dependants.

برنامه‌های حمایتی برای خانواده‌های کم‌درآمد با فرزندان در دسترس است.

he feels a strong responsibility towards his dependants.

او احساس مسئولیت قوی نسبت به فرزندانش دارد.

many students have dependants that they need to support while studying.

بسیاری از دانشجویان فرزندانی دارند که در حین تحصیل باید از آنها حمایت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید