depolarisations

[ایالات متحده]/diːpəʊləˈraɪzənz/
[بریتانیا]/dipoʊləˈraɪzənz/

ترجمه

n. فرایند حذف یا کاهش قطبیت الکتریکی؛ فرایند دیمیغناطیس کردن؛ حذف ویژگی‌های مغناطیسی

جملات نمونه

neuronal depolarisations are essential for signal transmission in the brain.

دپولاریزاسیون‌های عصبی برای انتقال سیگنال در مغز ضروری هستند.

the membrane depolarisations occur when sodium ions enter the cell.

دپولاریزاسیون‌های غشایی زمانی رخ می‌دهند که یون‌های سدیم وارد سلول می‌شوند.

rapid depolarisations trigger the release of neurotransmitters.

دپولاریزاسیون‌های سریع انتشار ناقل‌های عصبی را القا می‌کنند.

synaptic depolarisations can be measured using electrophysiological techniques.

دپولاریزاسیون‌های سیناپسی می‌توانند با فنون الکتروفیزیولوژیک اندازه‌گیری شوند.

excitatory depolarisations lead to action potential generation.

دپولاریزاسیون‌های تحریک‌کننده منجر به تولید پتانسیل عمل می‌شوند.

spontaneous depolarisations were observed in the experimental recordings.

دپولاریزاسیون‌های خودبه‌خودی در ضبط‌های تجربی مشاهده شدند.

evoked depolarisations were elicited by electrical stimulation.

دپولاریزاسیون‌های القایی توسط تحریک الکتریکی القا شدند.

postsynaptic depolarisations result from neurotransmitter binding.

دپولاریزاسیون‌های پس‌سیناپسی نتیجه اتصال ناقل عصبی می‌باشد.

cardiac depolarisations coordinate the heartbeat rhythm.

دپولاریزاسیون‌های قلبی ریتم ضربان قلب را هماهنگ می‌کنند.

repeated depolarisations can lead to synaptic fatigue.

دپولاریزاسیون‌های تکراری می‌توانند منجر به خستگی سیناپسی شوند.

pathological depolarisations are associated with epilepsy.

دپولاریزاسیون‌های پاتولوژیک با اپیلפסی مرتبط هستند.

synchronized depolarisations underlie brain wave activity.

دپولاریزاسیون‌های هم‌زمان پایه‌ای فعالیت موج‌های مغز هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید