depots

[ایالات متحده]/ˈdiːpəʊz/
[بریتانیا]/ˈdiːpoʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انبارها؛ تأسیسات ذخیره‌سازی؛ ایستگاه‌های قطار؛ گاراژها؛ انبارهای تأمین نظامی

عبارات و ترکیب‌ها

fuel depots

ذخیره‌گاه‌های سوخت

storage depots

ذخیره‌گاه‌های انباری

military depots

ذخیره‌گاه‌های نظامی

cargo depots

ذخیره‌گاه‌های بار

distribution depots

ذخیره‌گاه‌های توزیع

supply depots

ذخیره‌گاه‌های تدارکاتی

rail depots

ذخیره‌گاه‌های ریلی

depot facilities

امکانات ذخیره‌گاهی

maintenance depots

ذخیره‌گاه‌های تعمیر و نگهداری

transit depots

ذخیره‌گاه‌های ترانزیت

جملات نمونه

many depots are located near major highways.

بسیاری از انبارهای تخلیه در نزدیکی بزرگراه‌های اصلی واقع شده‌اند.

we need to organize the supplies in the depots.

ما باید مواد غذایی را در انبارهای تخلیه سازماندهی کنیم.

depots play a crucial role in the supply chain.

انبارهای تخلیه نقش مهمی در زنجیره تامین ایفا می‌کنند.

he works at one of the largest depots in the city.

او در یکی از بزرگترین انبارهای تخلیه شهر کار می‌کند.

the company has several depots across the country.

شرکت چندین انبار تخلیه در سراسر کشور دارد.

transporting goods between depots requires careful planning.

حمل و نقل کالا بین انبارهای تخلیه نیاز به برنامه‌ریزی دقیق دارد.

they are expanding their network of depots to improve efficiency.

آنها در حال گسترش شبکه انبارهای تخلیه خود برای بهبود کارایی هستند.

depots must comply with safety regulations.

انبارهای تخلیه باید با مقررات ایمنی مطابقت داشته باشند.

inventory management is essential for successful depots.

مدیریت موجودی برای انبارهای تخلیه موفق ضروری است.

we visited several depots to assess their operations.

ما از چندین انبار تخلیه بازدید کردیم تا عملیات آنها را ارزیابی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید