the depsychiatrization movement gained momentum in the 1970s.
رخداد جدایی روانپزشکی در دهه 1970 قدرت گرفت.
critics argue that depsychiatrization leads to inadequate care for the mentally ill.
انتقادات میگویند که جدایی روانپزشکی منجر به مراقبت ناکافی از افراد مبتلا به بیماریهای روانی میشود.
some hospitals have implemented policies of depsychiatrization.
برخی بیمارستانها قوانین جدایی روانپزشکی را اجرا کردهاند.
the depsychiatrization debate continues to divide medical professionals.
مباحثه درباره جدایی روانپزشکی باعث ایجاد اختلاف بین متخصصان پزشکی میشود.
depsychiatrization often involves reducing the use of psychotropic medications.
جدایی روانپزشکی اغلب شامل کاهش استفاده از داروهای روانگردان میشود.
community-based approaches are central to depsychiatrization strategies.
رویکردهای مبتنی بر جامعه در استراتژیهای جدایی روانپزشکی مرکزی هستند.
the depsychiatrization process requires careful planning.
فرآیند جدایی روانپزشکی نیاز به برنامهریزی دقیق دارد.
patients may benefit from depsychiatrization in certain cases.
در برخی موارد، بیماران ممکن است از جدایی روانپزشکی بهرهمند شوند.
depsychiatrization has faced significant opposition from psychiatric associations.
جدایی روانپزشکی با مقاومت قابل توجهی از سوی انجمنهای روانپزشکی مواجه شده است.
the government announced a new depsychiatrization initiative last year.
دولت سال گذشته یک مبادرت جدید جدایی روانپزشکی اعلام کرد.
depsychiatrization aims to shift mental health care from institutions to communities.
هدف جدایی روانپزشکی این است که مراقبت از سلامت روان را از نهادها به جوامع منتقل کند.
mental health advocates support depsychiatrization as a human rights issue.
مبارزان سلامت روان جدایی روانپزشکی را به عنوان یک مسئله حقوق بشر حمایت میکنند.
the depsychiatrization movement gained momentum in the 1970s.
رخداد جدایی روانپزشکی در دهه 1970 قدرت گرفت.
critics argue that depsychiatrization leads to inadequate care for the mentally ill.
انتقادات میگویند که جدایی روانپزشکی منجر به مراقبت ناکافی از افراد مبتلا به بیماریهای روانی میشود.
some hospitals have implemented policies of depsychiatrization.
برخی بیمارستانها قوانین جدایی روانپزشکی را اجرا کردهاند.
the depsychiatrization debate continues to divide medical professionals.
مباحثه درباره جدایی روانپزشکی باعث ایجاد اختلاف بین متخصصان پزشکی میشود.
depsychiatrization often involves reducing the use of psychotropic medications.
جدایی روانپزشکی اغلب شامل کاهش استفاده از داروهای روانگردان میشود.
community-based approaches are central to depsychiatrization strategies.
رویکردهای مبتنی بر جامعه در استراتژیهای جدایی روانپزشکی مرکزی هستند.
the depsychiatrization process requires careful planning.
فرآیند جدایی روانپزشکی نیاز به برنامهریزی دقیق دارد.
patients may benefit from depsychiatrization in certain cases.
در برخی موارد، بیماران ممکن است از جدایی روانپزشکی بهرهمند شوند.
depsychiatrization has faced significant opposition from psychiatric associations.
جدایی روانپزشکی با مقاومت قابل توجهی از سوی انجمنهای روانپزشکی مواجه شده است.
the government announced a new depsychiatrization initiative last year.
دولت سال گذشته یک مبادرت جدید جدایی روانپزشکی اعلام کرد.
depsychiatrization aims to shift mental health care from institutions to communities.
هدف جدایی روانپزشکی این است که مراقبت از سلامت روان را از نهادها به جوامع منتقل کند.
mental health advocates support depsychiatrization as a human rights issue.
مبارزان سلامت روان جدایی روانپزشکی را به عنوان یک مسئله حقوق بشر حمایت میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید