deschamp

[ایالات متحده]/ˈdeɪʃæmp/
[بریتانیا]/ˈdeɪʃæmp/

ترجمه

n. نام خانوادگی یا نام برند از اصل فرانسوی
شکل‌های واژه
جمعdeschamps

عبارات و ترکیب‌ها

deschamps appointment

نامه‌نامه‌ای دس‌چامپس

deschamps tactics

استراتژی‌های دس‌چامپس

didier deschamps

دیدیه دس‌چامپس

coach deschamps

مربی دس‌چامپس

deschamps said

دس‌چامپس گفت

under deschamps

زیر نظر دس‌چامپس

deschamps era

دوران دس‌چامپس

deschamps contract

قرارداد دس‌چامپس

deschamps future

آینده دس‌چامپس

deschamps squad

تیم دس‌چامپس

جملات نمونه

according to deschamp, the results were conclusive.

بر اساس دشامپ، نتایج قطعی بود.

deschamp argued that further research was needed.

دشامپ می‌گوید که نیاز به تحقیقات بیشتری وجود دارد.

deschamp's findings supported the original hypothesis.

یافته‌های دشامپ فرضیه اصلی را حمایت می‌کرد.

deschamp stated that the evidence was clear.

دشامپ گفت که شواهد واضح بود.

deschamp's research focused on environmental factors.

تحقیقات دشامپ روی عوامل محیطی متمرکز بود.

deschamp suggested a new approach to the problem.

دشامپ یک رویکرد جدید برای مسئله پیشنهاد کرد.

deschamp's theory challenged conventional wisdom.

نظریه دشامپ آیین‌های سنتی را به چالش کشید.

deschamp claimed that the data was misinterpreted.

دشامپ ادعا کرد که داده‌ها اشتباه تفسیر شده‌اند.

deschamp's study was published in a leading journal.

مطالعه دشامپ در یک ژورنال رهبرانه منتشر شد.

deschamp observed significant changes in the sample.

دشامپ تغییرات معناداری در نمونه مشاهده کرد.

deschamp's analysis revealed unexpected patterns.

تحلیل دشامپ الگوهای غیرمنتظره‌ای را نشان داد.

deschamp recommended implementing the new policy.

دشامپ پیشنهاد اجرای سیاست جدید را داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید