desmosome

[ایالات متحده]/ˈdɛzməˌsoʊm/
[بریتانیا]/ˈdɛzmoʊˌsoʊm/

ترجمه

n. ضخیم شدن موضعی غشای سلولی اپیتلیال؛ اتصال بین سلول‌های اپیتلیال
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

cell desmosome

سلول دسموزوم

desmosome junction

اتصال دسموزومی

desmosome structure

ساختار دسموزوم

desmosome adhesion

چسبندگی دسموزومی

desmosome function

عملکرد دسموزوم

desmosome protein

پروتئین دسموزوم

desmosome complex

پیچیده دسموزومی

desmosome signaling

سیگنالینگ دسموزومی

desmosome integrity

یکپارچگی دسموزوم

desmosome repair

ترمیم دسموزوم

جملات نمونه

the desmosome plays a crucial role in cell adhesion.

در ریزشما، دسموزوم نقش حیاتی در چسبندگی سلولی ایفا می‌کند.

desmosomes are essential for maintaining tissue integrity.

دسموزوم‌ها برای حفظ یکپارچگی بافت‌ها ضروری هستند.

in skin cells, desmosomes provide mechanical strength.

در سلول‌های پوستی، دسموزوم‌ها استحکام مکانیکی را فراهم می‌کنند.

desmosomes connect adjacent cells in the heart.

دسموزوم‌ها سلول‌های مجاور را در قلب به هم متصل می‌کنند.

mutations in desmosome proteins can lead to diseases.

جهش در پروتئین‌های دسموزومی می‌تواند منجر به بیماری شود.

research on desmosomes helps understand cancer progression.

تحقیقات در مورد دسموزوم‌ها به درک بهتر پیشرفت سرطان کمک می‌کند.

desmosomes are involved in signaling pathways between cells.

دسموزوم‌ها در مسیرهای سیگنالینگ بین سلول‌ها نقش دارند.

the study of desmosomes reveals insights into cell biology.

مطالعه دسموزوم‌ها بینش‌هایی در مورد زیست‌شناسی سلولی آشکار می‌کند.

desmosomes help cells withstand mechanical stress.

دسموزوم‌ها به سلول‌ها کمک می‌کنند تا در برابر تنش مکانیکی مقاومت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید