deviationists

[ایالات متحده]/ˌdiːviˈeɪʃənɪst/
[بریتانیا]/ˌdiːviˈeɪʃənɪst/

ترجمه

n. کافر یا مخالف از دکترین پذیرفته شده؛ فرقه‌ای درون یک حزب سیاسی با انحراف ایدئولوژیک
adj. مربوط به انحراف از یک استاندارد یا هنجار

عبارات و ترکیب‌ها

deviationist ideology

ایدئولوژی انحرافی

deviationist faction

گروه انحرافی

deviationist tendencies

تمایلات انحرافی

deviationist practices

روش‌های انحرافی

deviationist views

دیدگاه‌های انحرافی

deviationist policies

خط‌مشی‌های انحرافی

deviationist leaders

رهبران انحرافی

deviationist actions

اقدامات انحرافی

deviationist movement

جنبش انحرافی

deviationist approach

رویکرد انحرافی

جملات نمونه

the deviationist ideology undermines our core values.

ایدئولوژی انحرافی، ارزش‌های اصلی ما را تضعیف می‌کند.

he was labeled a deviationist by his peers.

او توسط همسالانش به عنوان یک فرد منحرف شناخته شد.

they held a meeting to discuss the deviationist trends in the party.

آنها جلسه‌ای برای بحث در مورد روندها و گرایش‌های انحرافی در حزب برگزار کردند.

the deviationist movement gained traction in recent years.

جنبش انحرافی در سال‌های اخیر محبوبیت بیشتری به دست آورد.

she criticized the deviationist policies of the administration.

او سیاست‌های انحرافی دولت را مورد انتقاد قرار داد.

his writings reflect a deviationist perspective on history.

نوشته‌های او دیدگاه انحرافی نسبت به تاریخ را نشان می‌دهد.

the party expelled members who were deemed deviationists.

حزب اعضایی را که به عنوان افراد منحرف شناخته می‌شدند، اخراج کرد.

they warned against the dangers of deviationist thinking.

آنها در مورد خطرات تفکر انحرافی هشدار دادند.

the debate centered around the implications of deviationist theories.

بحث بر سر پیامدهای نظریه‌های انحرافی متمرکز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید