devolvements

[ایالات متحده]/dɪˈvɒlv.mənts/
[بریتانیا]/dɪˈvɑːlv.mənts/

ترجمه

n. عمل انتقال یا واگذاری قدرت، اختیار یا مسئولیت‌ها از یک دولت یا سازمان مرکزی به بدن‌های محلی یا منطقه‌ای؛ فرایند انتقال کنترل، وظایف یا دارایی‌ها به شخص یا سازمان دیگر.

عبارات و ترکیب‌ها

power devolvement

تغییرات قدرت

governmental devolvements

تغییرات حکومتی

fiscal devolvements

تغییرات مالی

regional devolvements

تغییرات منطقه ای

political devolvements

تغییرات سیاسی

administrative devolvements

تغییرات اداری

devolvements policy

سیاست تغییرات

جملات نمونه

the devolvement of administrative powers transformed the local government structure.

تغییرات در توزیع قدرت اداری ساختار دولت محلی را تغییر داد.

rapid urban devolvement has led to significant infrastructure challenges in the region.

تغییرات سریع شهری منجر به چالش‌های زیرساختی قابل توجه در منطقه شده است.

the devolvement of responsibility to team members fosters a sense of ownership.

توزیع مسئولیت به اعضای تیم احساس مالکیت را تقویت می‌کند.

we observed the gradual devolvement of the political system over several decades.

ما تغییرات تدریجی در سیستم سیاسی را در طول چند دهه مشاهده کردیم.

the devolvement of the estate to the heirs was finalized last week.

توزیع میراث به وارثان در هفته گذشته نهایی شد.

experts discussed the devolvement of authority within the multinational corporation.

متخصصان در مورد توزیع قدرت درون شرکت چندملیتی بحث کردند.

the treaty specifies the devolvement of rights regarding the disputed territory.

این معاهده توزیع حقوق مربوط به زمینهای متنازع را مشخص می‌کند.

historical records detail the devolvement of the ancient empire into smaller states.

تاریخچه‌ها جزئیات تغییرات امپراتوری باستانی به کشورهای کوچکتر را ارائه می‌دهند.

the new policy ensures the devolvement of decision-making to regional managers.

سیاست جدید تضمین کننده توزیع تصمیم گیری به مدیران منطقه‌ای است.

financial analysts monitored the devolvement of assets during the merger.

تحلیلگران مالی توزیع دارایی‌ها در طول ادغام را نظارت می‌کردند.

the board approved the devolvement of specific duties to the audit committee.

هیئت مدیره توزیع وظایف خاصی به کمیته بازرسی را تأیید کرد.

legal statutes govern the devolvement of property in the absence of a will.

قوانین قانونی توزیع مالکیت در صورت عدم وجود وصیت‌نامه را حکومت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید