dexy

[ایالات متحده]/ˈdɛksi/
[بریتانیا]/ˈdɛksi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به دکس آمفتامین یا محرک‌های مشابه
n. شخصی که از دکس آمفتامین استفاده می‌کند
Word Forms
جمعdexies

عبارات و ترکیب‌ها

dexy diet

رژیم غذایی دکسی

dexy supplements

مکمل‌های دکسی

dexy energy

انرژی دکسی

dexy workout

تمرینات دکسی

dexy formula

فرمول دکسی

dexy drink

نوشیدنی دکسی

dexy routine

برنامه روتین دکسی

dexy plan

برنامه دکسی

dexy lifestyle

سبک زندگی دکسی

جملات نمونه

she is quite dexy when it comes to solving puzzles.

او در حل معماها بسیار چابک است.

his dexy hands allowed him to play the guitar beautifully.

دست‌های چابک او به او اجازه دادند گیتار را به زیبایی بنوازد.

the dexy athlete won the championship with ease.

ورزشکار چابک با سهولت مسابقات قهرمانی را برد.

she has a dexy approach to problem-solving.

او یک رویکرد چابک برای حل مسئله دارد.

his dexy movements impressed everyone at the dance competition.

حرکات چابک او همه را در مسابقه رقص تحت تاثیر قرار داد.

being dexy is essential for a successful chef.

چابک بودن برای یک سرآشپز موفق ضروری است.

the magician's dexy tricks left the audience amazed.

ترفندهای جادویی چابک شعبده باز مخاطبان را شگفت زده کرد.

she demonstrated her dexy skills in the art class.

او مهارت های چابک خود را در کلاس هنر نشان داد.

his dexy ability to adapt made him a great leader.

توانایی چابک او در سازگاری او را به یک رهبر بزرگ تبدیل کرد.

the dexy cat quickly caught the mouse.

گربه چابک به سرعت موش را گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید