diabetogenic

[ایالات متحده]/ˌdaɪəˈbɛtəʊdʒənɪk/
[بریتانیا]/ˌdaɪəˈbɛtəˌdʒɛnɪk/

ترجمه

adj. باعث یا القا کننده دیابت

عبارات و ترکیب‌ها

diabetogenic diet

رژیم غذایی دیابت‌زا

diabetogenic effect

اثر دیابت‌زا

diabetogenic agents

عوامل دیابت‌زا

diabetogenic substances

مواد دیابت‌زا

diabetogenic foods

غذاهای دیابت‌زا

diabetogenic mechanisms

مکانیسم‌های دیابت‌زا

diabetogenic conditions

شرایط دیابت‌زا

diabetogenic factors

عوامل موثر در ایجاد دیابت

diabetogenic pathways

مسیرهای دیابت‌زا

diabetogenic influences

تاثیرات دیابت‌زا

جملات نمونه

obesity is known to be a diabetogenic condition.

چاقی به عنوان یک وضعیت دیابت‌زا شناخته شده است.

the diabetogenic effects of certain diets are concerning.

اثرات دیابت‌زا برخی از رژیم‌های غذایی نگران‌کننده است.

research indicates that stress can have a diabetogenic impact.

تحقیقات نشان می‌دهد که استرس می‌تواند تأثیر دیابت‌زا داشته باشد.

high sugar intake is often associated with diabetogenic changes.

مصرف بالای قند اغلب با تغییرات دیابت‌زا همراه است.

certain medications may have diabetogenic side effects.

برخی از داروها ممکن است عوارض جانبی دیابت‌زا داشته باشند.

understanding the diabetogenic mechanisms is crucial for prevention.

درک مکانیسم‌های دیابت‌زا برای پیشگیری بسیار مهم است.

genetic factors can contribute to a diabetogenic environment.

عوامل ژنتیکی می‌توانند به ایجاد یک محیط دیابت‌زا کمک کنند.

physical inactivity is a significant diabetogenic factor.

بی‌تحرکی جسمانی یک عامل دیابت‌زا مهم است.

the study focused on the diabetogenic potential of various foods.

این مطالعه بر پتانسیل دیابت‌زا غذاهای مختلف تمرکز داشت.

diabetogenic pathways can lead to serious health issues.

مسیرهای دیابت‌زا می‌توانند منجر به مشکلات جدی سلامتی شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید