dialyzer

[ایالات متحده]/ˈdaɪəlaɪzə/
[بریتانیا]/ˈdaɪəlaɪzər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که برای دیالیز استفاده می‌شود; غشای نیمه‌تراوا که در دیالیز استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

dialyzer machine

دستگاه دیالیز

dialyzer efficiency

راندمان دیالیز

dialyzer type

نوع دیالیز

dialyzer replacement

تعویض دیالیز

dialyzer membrane

غشای دیالیز

dialyzer design

طراحی دیالیز

dialyzer performance

عملکرد دیالیز

dialyzer function

عملکرد دیالیز

dialyzer usage

نحوه استفاده از دیالیز

dialyzer cost

هزینه دیالیز

جملات نمونه

the dialyzer is essential for kidney patients.

دیالیزر برای بیماران کلیوی ضروری است.

doctors monitor the dialyzer's performance closely.

پزشکان به دقت عملکرد دیالیزر را زیر نظر دارند.

a malfunctioning dialyzer can lead to serious complications.

دیالیزر معیوب می‌تواند منجر به عوارض جدی شود.

patients must understand how the dialyzer works.

بیماران باید بدانند دیالیزر چگونه کار می‌کند.

the dialyzer filters waste from the blood effectively.

دیالیزر به طور موثر مواد زائد را از خون فیلتر می‌کند.

regular maintenance of the dialyzer is crucial.

نگهداری منظم از دیالیزر بسیار مهم است.

each dialyzer has a specific lifespan.

هر دیالیزر طول عمر خاصی دارد.

patients receive training on how to use the dialyzer.

بیماران آموزش می‌بینند که چگونه از دیالیزر استفاده کنند.

the effectiveness of the dialyzer can vary by brand.

اثربخشی دیالیزر ممکن است بر اساس برند متفاوت باشد.

new technologies are improving dialyzer efficiency.

فناوری‌های جدید در حال بهبود کارایی دیالیزر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید