diaphyses

[ایالات متحده]/daɪˈæfɪsɪs/
[بریتانیا]/daɪˈæfɪsɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخش اصلی یا میانی یک استخوان بلند؛ محور یک استخوان بلند

عبارات و ترکیب‌ها

diaphysis fracture

شکستگی دیافیز

diaphysis length

طول دیافیز

diaphysis growth

رشد دیافیز

diaphysis region

ناحیه‌ی دیافیز

diaphysis remodeling

بازسازی دیافیز

diaphysis anatomy

آناتومی دیافیز

diaphysis structure

ساختار دیافیز

diaphysis stability

پایداری دیافیز

diaphysis development

توسعه دیافیز

diaphysis repair

ترمیم دیافیز

جملات نمونه

the diaphysis is the main shaft of a long bone.

دیافیز، قسمت اصلی استخوان بلند است.

in children, the diaphysis grows rapidly during development.

در کودکان، دیافیز به سرعت در طول رشد رشد می کند.

the diaphysis is surrounded by a layer of compact bone.

دیافیز توسط لایه‌ای از استخوان فشرده احاطه شده است.

fractures often occur in the diaphysis of long bones.

شکستگی ها اغلب در دیافیز استخوان های بلند رخ می دهد.

the diaphysis contains the medullary cavity filled with bone marrow.

دیافیز حاوی حفره مغز استخوانی پر از مغز استخوان است.

during surgery, the surgeon carefully examines the diaphysis.

در طول جراحی، جراح دیافیز را با دقت بررسی می کند.

the diaphysis serves as a lever for muscle action.

دیافیز به عنوان اهرمی برای عملکرد عضلات عمل می کند.

bone growth occurs at the ends of the diaphysis.

رشد استخوان در انتهای دیافیز رخ می دهد.

in adults, the diaphysis is fully ossified.

در بزرگسالان، دیافیز به طور کامل استخوانی شده است.

understanding the diaphysis is crucial for orthopedic studies.

درک دیافیز برای مطالعات ارتوپدی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید