dichromats

[ایالات متحده]/ˈdaɪkrəmæts/
[بریتانیا]/ˈdaɪkroʊmæts/

ترجمه

n. سازمان‌ها یا فردی که در شبکیه‌شان تنها دو نوع سلول مخروط دارند و قادر به تشخیص تنها دو از سه رنگ اصلی هستند.

جملات نمونه

l dichromats often have difficulty distinguishing red and green colors.

دیکرومات‌ها اغلب دچار مشکل در تمیز دادن رنگ‌های قرمز و سبز می‌شوند.

dichromatic vision is caused by the absence of one type of cone cell.

بینایی دیکروماتی به دلیل عدم وجود یک نوع سلول مخروطی ایجاد می‌شود.

doctors can diagnose dichromat patients using special tests.

پزشکان می‌توانند بیماران دیکرومات را با آزمایش‌های ویژه تشخیص دهند.

red-green dichromats are the most common type.

دیکرومات‌های قرمز-سبز رایج‌ترین نوع هستند.

many dichromats learn to compensate for their color vision deficiency.

بسیاری از دیکرومات‌ها یاد می‌گیرند تا از کمبود بینایی رنگی خود جبران کنند.

the dichromat population represents about eight percent of men.

جمعیت دیکرومات‌ها حدود هشت درصد مردان را تشکیل می‌دهد.

blue-yellow dichromats see the world differently than most people.

دیکرومات‌های آبی-زرد دنیا را متفاوت‌تر از اکثر مردم می‌بینند.

researchers study dichromats to understand color vision better.

پژوهشگران دیکرومات‌ها را مطالعه می‌کنند تا بینایی رنگی را بهتر درک کنند.

some dichromats work as artists, creating unique paintings.

برخی از دیکرومات‌ها به عنوان هنرمندان کار می‌کنند و نقاشی‌های منحصر به فرد می‌کنند.

dichromat testing is important for certain professions.

آزمایش دیکرومات‌ها برای برخی حرفه‌ها مهم است.

children should be tested for dichromatic vision early.

بچه‌ها باید به زودی برای بینایی دیکروماتی آزمایش داده شوند.

genetic factors often determine if someone becomes a dichromat.

عوامل ژنتیکی اغلب تعیین می‌کنند که چه کسی دیکرومات می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید