dictaphone

[ایالات متحده]/ˈdɪktəfəʊn/
[بریتانیا]/ˈdɪktəfoʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی برای ضبط گفتار؛ دستگاه دیکته؛ دستگاه ضبط برای دیکته
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

dictaphone recording

ضبط‌کن ضبط‌شده

dictaphone transcription

رونویسی ضبط‌شده

dictaphone usage

نحوه استفاده از ضبط‌کن

dictaphone audio

صدا ضبط‌شده

dictaphone notes

یادداشت‌های ضبط‌شده

dictaphone device

دستگاه ضبط‌کن

dictaphone features

ویژگی‌های ضبط‌کن

dictaphone file

فایل ضبط‌شده

dictaphone interview

مصاحبه ضبط‌شده

dictaphone playback

پخش ضبط‌شده

جملات نمونه

i recorded the lecture using my dictaphone.

من سخنرانی را با استفاده از ضبط‌کننده صدایم ضبط کردم.

she always carries a dictaphone to capture her thoughts.

او همیشه یک ضبط‌کننده صدا همراه دارد تا افکار خود را ثبت کند.

the journalist used a dictaphone for the interview.

روزنامه‌نگار برای مصاحبه از ضبط‌کننده صدا استفاده کرد.

he played back the dictaphone recordings to review his notes.

او ضبط‌های ضبط‌کننده صدا را پخش کرد تا یادداشت‌های خود را مرور کند.

dictaphones are essential tools for many professionals.

ضبط‌کننده صدا ابزاری ضروری برای بسیاری از متخصصان است.

she dictated her memoirs into a dictaphone.

او خاطرات خود را به یک ضبط‌کننده صدا دیکته کرد.

using a dictaphone can improve your productivity.

استفاده از ضبط‌کننده صدا می‌تواند بهره‌وری شما را افزایش دهد.

he often forgets important details, so he uses a dictaphone.

او اغلب جزئیات مهم را فراموش می‌کند، بنابراین از ضبط‌کننده صدا استفاده می‌کند.

the dictaphone helped her organize her research interviews.

ضبط‌کننده صدا به او کمک کرد تا مصاحبه‌های تحقیقاتی خود را سازماندهی کند.

after the meeting, i transcribed the dictaphone recording.

پس از جلسه، من ضبط ضبط‌کننده صدا را رونویسی کردم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید