dies

[ایالات متحده]/daɪz/
[بریتانیا]/daɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع die؛ یک قالب
v. زندگی را متوقف کردن؛ هلاک شدن

عبارات و ترکیب‌ها

life dies

زندگی می‌میرد

hope dies

امید می‌میرد

dream dies

رویای می‌میرد

love dies

عشق می‌میرد

time dies

زمان می‌میرد

memory dies

خاطره می‌میرد

passion dies

اشتیاق می‌میرد

fear dies

ترس می‌میرد

joy dies

شادی می‌میرد

friendship dies

دوستی می‌میرد

جملات نمونه

when a star dies, it often becomes a supernova.

وقتی یک ستاره می‌میرد، اغلب به ابرنواختر تبدیل می‌شود.

a plant dies without sufficient water.

گیاه بدون آب کافی می‌میرد.

he dies for his beliefs every day.

او هر روز به خاطر باورهایش می‌میرد.

she dies laughing at his jokes.

او از خنده به شوخی‌های او می‌میرد.

many species die out due to climate change.

بسیاری از گونه‌ها به دلیل تغییرات آب و هوایی منقرض می‌شوند.

time dies slowly in a boring meeting.

زمان به آرامی در یک جلسه خسته کننده می‌گذرد.

his dreams die hard, but he keeps trying.

رویاهای او به سختی می‌میرند، اما او به تلاش خود ادامه می‌دهد.

when hope dies, despair takes its place.

وقتی امید می‌میرد، ناامیدی جایگزین آن می‌شود.

she dies to know the truth behind the story.

او می‌خواهد حقیقت پشت داستان را بداند.

the old tradition dies with the last generation.

این سنت قدیمی با آخرین نسل از بین می‌رود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید