digests

[ایالات متحده]/ˈdaɪdʒɛsts/
[بریتانیا]/ˈdaɪdʒɛsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خلاصه‌ها یا گردآوری‌ها
v. غذا را پردازش کردن یا به‌طور کامل درک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

daily digests

خلاصه‌های روزانه

news digests

خلاصه‌های خبری

digest summaries

خلاصه‌های خلاصه

email digests

خلاصه‌های ایمیل

digest reports

گزارش‌های خلاصه

content digests

خلاصه‌های محتوا

monthly digests

خلاصه‌های ماهانه

weekly digests

خلاصه‌های هفتگی

digest articles

مقالات خلاصه

digest feeds

خوراک‌های خلاصه

جملات نمونه

the body digests food more efficiently at room temperature.

بدن غذا را در دمای اتاق به طور کارآمدتری هضم می‌کند.

she quickly digests new information during lectures.

او به سرعت اطلاعات جدید را در طول سخنرانی‌ها هضم می‌کند.

the stomach digests proteins using enzymes.

معده پروتئین‌ها را با استفاده از آنزیم‌ها هضم می‌کند.

he often digests complex theories in his research.

او اغلب نظریه‌های پیچیده را در تحقیقات خود هضم می‌کند.

after a meal, the body takes time to digest.

بعد از یک وعده غذایی، بدن برای هضم شدن به زمان نیاز دارد.

the article digests the main points of the study.

مقاله نکات اصلی مطالعه را خلاصه می‌کند.

she digests her thoughts through journaling.

او افکار خود را از طریق نوشتن در دفترچه یادداشت هضم می‌کند.

the chef prepares dishes that are easy to digest.

سرآشپز غذاهایی را تهیه می‌کند که به راحتی هضم می‌شوند.

he digests feedback from his peers to improve.

او بازخورد از همکاران خود را هضم می‌کند تا پیشرفت کند.

the software digests large amounts of data quickly.

نرم افزار حجم زیادی از داده ها را به سرعت پردازش می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید