digoxin

[ایالات متحده]/dɪˈdʒɒksɪn/
[بریتانیا]/dɪˈdʒɑːksɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گلیکوزید قلبی که در درمان بیماری‌های قلبی استفاده می‌شود
Word Forms
جمعdigoxins

عبارات و ترکیب‌ها

digoxin dosage

دوز دیگوکسین

digoxin levels

سطح دیگوکسین

digoxin toxicity

سمیت دیگوکسین

digoxin administration

تجویز دیگوکسین

digoxin effects

اثرات دیگوکسین

digoxin therapy

درمان دیگوکسین

digoxin interactions

تعاملات دیگوکسین

digoxin use

مصرف دیگوکسین

digoxin monitoring

نظارت بر دیگوکسین

digoxin prescriptions

تجویز داروهای دیگوکسین

جملات نمونه

digoxin is often used to treat heart conditions.

دیگوکسین اغلب برای درمان بیماری‌های قلبی استفاده می‌شود.

patients taking digoxin need regular monitoring.

بیمارانی که داروی دیگوکسین مصرف می‌کنند، نیاز به نظارت منظم دارند.

digoxin can improve symptoms of heart failure.

دیگوکسین می‌تواند علائم نارسایی قلبی را بهبود بخشد.

it is important to understand digoxin's side effects.

درک عوارض جانبی دیگوکسین مهم است.

digoxin levels should be checked frequently.

سطح دیگوکسین باید به طور مرتب بررسی شود.

digoxin toxicity can lead to serious complications.

سمیت دیگوکسین می‌تواند منجر به عوارض جدی شود.

doctors may prescribe digoxin for arrhythmias.

پزشکان ممکن است دیگوکسین را برای آریتمی تجویز کنند.

digoxin is derived from the foxglove plant.

دیگوکسین از گیاه دیژکس مشتق شده است.

understanding the pharmacology of digoxin is essential.

درک فارماکولوژی دیگوکسین ضروری است.

patients should be aware of digoxin interactions.

بیماران باید از تعاملات دیگوکسین آگاه باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید