dilaudid

[ایالات متحده]/daɪˈlɔːdɪd/
[بریتانیا]/daɪˈlɔːdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام تجاری برای هیدرومورفون هیدروکلرید
شکل‌های واژه
جمعdilaudids

جملات نمونه

the doctor prescribed dilaudid for severe post-operative pain.

دکتر دیلاوید را برای درد شدید پس از عمل جراحی نسخه داد.

the dilaudid injection provided quick relief from the pain.

اینستیل دیلاوید به سرعت درد را کاهش داد.

patients must follow the prescribed dilaudid dose carefully.

بیماران باید دوز دیلاوید نسخه شده را با دقت دنبال کنند.

dilaudid is a powerful opioid medication for managing pain.

دیلاوید یک داروی قوی اوریژن است که برای کنترل درد استفاده می‌شود.

the hospital tightly controls its dilaudid supply.

بیمارستان تامین دیلاوید خود را به طور سختی کنترل می‌کند.

dilaudid abuse can lead to serious health consequences.

مصرف نامناسب دیلاوید می‌تواند به عواقب جدی سلامتی منجر شود.

he developed a dilaudid addiction after the surgery.

او پس از جراحی به اعتیاد به دیلاوید دچار شد.

the dilaudid effects include drowsiness and nausea.

اثرات دیلاوید عبارت است از خواب‌آلودگی و استفراغ.

dilaudid withdrawal symptoms can be severe.

علائم کم‌کردن دیلاوید می‌تواند شدید باشد.

an overdose of dilaudid can be fatal.

مصرف زیاد دیلاوید ممکن است فatal باشد.

the nurse administered dilaudid intravenously.

پرستار دیلاوید را به صورت داخل وریدی تزریق کرد.

dilaudid should only be used under medical supervision.

دیلاوید فقط تحت نظارت پزشکی باید استفاده شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید