dimerous

[ایالات متحده]/ˈdaɪmərəs/
[بریتانیا]/ˈdaɪmərəs/

ترجمه

adj. متشکل از دو قسمت; دارای دو اندام

عبارات و ترکیب‌ها

dimerous structure

ساختار دیمری

dimerous compound

ترکیب دیمری

dimerous form

فرم دیمری

dimerous species

گونه دیمری

dimerous molecule

مولکول دیمری

dimerous reaction

واکنش دیمری

dimerous link

پیوند دیمری

dimerous unit

واحد دیمری

dimerous interaction

تعامل دیمری

dimerous arrangement

چیدمان دیمری

جملات نمونه

the plant exhibits dimerous characteristics in its reproductive structures.

گیاه دارای ویژگی‌های دیمری در ساختارهای تولید مثلی خود است.

researchers are studying dimerous compounds for their potential applications.

محققان در حال بررسی ترکیبات دیمری برای کاربردهای بالقوه آنها هستند.

the dimerous form of the enzyme is more active than its monomer counterpart.

فرم دیمری آنزیم فعال‌تر از همتای مونومری آن است.

in biology, dimerous structures often play a crucial role in function.

در زیست شناسی، ساختارهای دیمری اغلب نقش مهمی در عملکرد ایفا می کنند.

understanding dimerous interactions can help in drug design.

درک تعاملات دیمری می تواند به طراحی دارو کمک کند.

the dimerous arrangement of these molecules enhances their stability.

چیدمان دیمری این مولکول‌ها پایداری آنها را افزایش می‌دهد.

many proteins function as dimerous complexes in cellular processes.

بسیاری از پروتئین ها به عنوان کمپلکس های دیمری در فرآیندهای سلولی عمل می کنند.

scientists discovered a dimerous variant of the existing protein.

دانشمندان یک نوع دیمری از پروتئین موجود کشف کردند.

the dimerous nature of the substance was confirmed through analysis.

طبیعت دیمری ماده از طریق تجزیه و تحلیل تأیید شد.

exploring dimerous formations can lead to new insights in chemistry.

بررسی تشکیلات دیمری می تواند منجر به بینش های جدیدی در شیمی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید