dimouts

[ایالات متحده]/dɪmaʊts/
[بریتانیا]/dɪmaʊts/

ترجمه

n. مقرراتی برای کاهش نور برای جلوگیری از حملات هوایی؛ نیمه‌تاریکی؛ خاموشی یا کنترل نظامی

عبارات و ترکیب‌ها

scheduled dimouts

قطعی‌های زمان‌بندی شده

temporary dimouts

قطعی‌های موقت

emergency dimouts

قطعی‌های اضطراری

frequent dimouts

قطعی‌های مکرر

citywide dimouts

قطعی سراسری شهر

planned dimouts

قطعی‌های برنامه‌ریزی شده

systematic dimouts

قطعی‌های سیستماتیک

local dimouts

قطعی‌های محلی

seasonal dimouts

قطعی‌های فصلی

voluntary dimouts

قطعی‌های داوطلبانه

جملات نمونه

during the dimouts, we learned to navigate without lights.

در طول خاموشی‌ها، یاد گرفتیم بدون چراغ‌ها حرکت کنیم.

dimouts were implemented to save energy during the war.

خاموشی‌ها برای صرفه‌جویی در مصرف انرژی در طول جنگ اجرا شدند.

many cities adopted dimouts to reduce light pollution.

شهر‌های زیادی خاموشی‌ها را برای کاهش آلودگی نوری پذیرفتند.

safety protocols were established during the dimouts.

در طول خاموشی‌ها، پروتکل‌های ایمنی ایجاد شدند.

we had to adjust our schedules around the dimouts.

ما مجبور بودیم برنامه‌های خود را با توجه به خاموشی‌ها تنظیم کنیم.

dimouts can create a unique atmosphere in the city.

خاموشی‌ها می‌توانند فضایی منحصر به فرد در شهر ایجاد کنند.

residents were encouraged to participate in the dimouts.

ساکنان تشویق شدند در خاموشی‌ها شرکت کنند.

dimouts help to conserve energy and protect wildlife.

خاموشی‌ها به حفظ انرژی و محافظت از حیات وحش کمک می‌کنند.

we enjoyed the beauty of the stars during the dimouts.

ما از زیبایی ستارگان در طول خاموشی‌ها لذت بردیم.

dimouts require community cooperation for effectiveness.

خاموشی‌ها برای اثربخشی به همکاری اجتماعی نیاز دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید