dinar

[ایالات متحده]/'diːnɑː/
[بریتانیا]/'dinɑr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحد پولی عراق و برخی کشورهای دیگر.
Word Forms
جمعdinars

جملات نمونه

the dinar was devalued by 20 per cent.

دینار 20 درصد بی‌ارزش شد.

With stronger local currencies the state would get fewer dirhams, dinars or riyals for every petrodollar.

با ارزهای محلی قوی‌تر، دولت برای هر دلار نفتی درهم، دینار یا ریال کمتری دریافت خواهد کرد.

The dinar is the official currency of several countries in the Middle East.

دینار ارز رسمی چندین کشور در خاورمیانه است.

He exchanged his dollars for dinars at the bank.

او دلار خود را در بانک با دینار مبادله کرد.

The dinar has a long history dating back to ancient times.

دینار دارای سابقه طولانی است که به دوران باستان باز می گردد.

Tourists often exchange their currency for dinars when visiting these countries.

گردشگران اغلب ارز خود را با دینار مبادله می کنند هنگام بازدید از این کشورها.

The value of the dinar fluctuates based on economic conditions.

ارزش دینار بر اساس شرایط اقتصادی نوسان دارد.

Many businesses accept dinars as payment for goods and services.

بسیاری از مشاغل دینار را به عنوان پرداخت برای کالاها و خدمات می پذیرند.

Investors are keeping an eye on the dinar's performance in the foreign exchange market.

سرمایه گذاران بر عملکرد دینار در بازار ارز توجه دارند.

The government announced a new series of dinar banknotes to combat counterfeiting.

دولت سری جدید اسکناس های دینار را برای مقابله با جعل اعلام کرد.

She saved up her dinars for a special vacation.

او برای یک تعطیلات خاص دینارهای خود را پس انداز کرد.

The dinar's exchange rate against the dollar has been relatively stable this year.

نرخ ارز دینار در برابر دلار امسال نسبتاً پایدار بوده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید