dioceses

[ایالات متحده]/ˈdaɪəʊsɪz/
[بریتانیا]/ˈdaɪəˌsiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع دیocese

عبارات و ترکیب‌ها

local dioceses

اسقفیه‌های محلی

regional dioceses

اسقفیه‌های منطقه‌ای

catholic dioceses

اسقفیه‌های کاتولیک

anglican dioceses

اسقفیه‌های انگلیکان

dioceses network

شبکه اسقفیه‌ها

multiple dioceses

چندین اسقفیه

dioceses structure

ساختار اسقفیه‌ها

dioceses council

شورای اسقفیه‌ها

dioceses leadership

رهبری اسقفیه‌ها

dioceses mission

ماموریت اسقفیه‌ها

جملات نمونه

the dioceses in the region collaborate on community projects.

دیوسیس‌های منطقه در پروژه‌های جامعه با یکدیگر همکاری می‌کنند.

many dioceses are working to improve their outreach programs.

بسیاری از دیوسیس‌ها در تلاشند تا برنامه‌های ارتباطی خود را بهبود بخشند.

each diocese has its own unique traditions and practices.

هر دیوسیس دارای سنت‌ها و شیوه‌های منحصر به فرد خود است.

the bishop oversees several dioceses in the state.

اسقف بر چندین دیوسیس در ایالت نظارت می‌کند.

dioceses often hold annual conferences to discuss important issues.

دیوسیس‌ها اغلب کنفرانس‌های سالانه برای بحث در مورد مسائل مهم برگزار می‌کنند.

some dioceses are facing challenges in attracting new members.

برخی از دیوسیس‌ها با چالش جذب اعضای جدید روبرو هستند.

dioceses play a crucial role in the administration of the church.

دیوسیس‌ها نقش مهمی در اداره کلیسا ایفا می‌کنند.

the dioceses are encouraged to engage with local communities.

از دیوسیس‌ها خواسته شده است تا با جوامع محلی ارتباط برقرار کنند.

each diocese has a responsibility to support its parishes.

هر دیوسیس مسئولیت حمایت از پارش‌های خود را دارد.

dioceses often provide resources for clergy and lay leaders.

دیوسیس‌ها اغلب منابعی را برای روحانیون و رهبران غیر روحانی فراهم می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید