diphtherias

[ایالات متحده]/dɪfˈθɪərɪəs/
[بریتانیا]/dɪfˈθɪrɪəs/

ترجمه

n. یک عفونت باکتریایی جدی که غشای مخاطی را تحت تاثیر قرار می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

diphtherias outbreak

شیوع دیفتری

diphtherias vaccine

واکسن دیفتری

diphtherias infection

عفونت دیفتری

diphtherias cases

موارد دیفتری

diphtherias treatment

درمان دیفتری

diphtherias symptoms

علائم دیفتری

diphtherias prevention

پیشگیری از دیفتری

diphtherias diagnosis

تشخیص دیفتری

diphtherias bacteria

باکتری دیفتری

diphtherias risk

خطر دیفتری

جملات نمونه

diphtherias can be prevented through vaccination.

می‌توان از طریق واکسیناسیون از دیفتری جلوگیری کرد.

symptoms of diphtherias include a sore throat and fever.

علائم دیفتری شامل گلو درد و تب است.

in severe cases, diphtherias can lead to complications.

در موارد شدید، دیفتری می‌تواند منجر به عوارض شود.

doctors recommend early treatment for diphtherias.

پزشکان درمان زودهنگام دیفتری را توصیه می‌کنند.

outbreaks of diphtherias can occur in unvaccinated populations.

شیوع دیفتری می‌تواند در جمعیت‌های واکسینه‌نشده رخ دهد.

public health campaigns aim to reduce diphtherias cases.

کمپین‌های بهداشت عمومی هدف کاهش موارد دیفتری را دارند.

antitoxin is used to treat diphtherias infections.

برای درمان عفونت‌های دیفتری از آنتی‌توکسین استفاده می‌شود.

regular vaccinations can help eliminate diphtherias.

واکسیناسیون منظم می‌تواند به از بین بردن دیفتری کمک کند.

healthcare professionals monitor diphtherias outbreaks closely.

متخصصان مراقبت‌های بهداشتی به طور دقیق شیوع دیفتری را رصد می‌کنند.

parents are advised to keep their children vaccinated against diphtherias.

به والدین توصیه می‌شود کودکان خود را در برابر دیفتری واکسینه کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید