disassembly

[ایالات متحده]/dɪsəˈsɛm.bli/
[بریتانیا]/dɪsəˈsɛm.bli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل جدا کردن چیزی؛ فرایند تجزیه چیزی به اجزای آن

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید