dishfuls of food
ظرفهای پر از غذا
dishfuls of soup
ظرفهای پر از سوپ
dishfuls of rice
ظرفهای پر از برنج
dishfuls of salad
ظرفهای پر از سالاد
dishfuls of pasta
ظرفهای پر از پاستا
dishfuls of vegetables
ظرفهای پر از سبزیجات
dishfuls of dessert
ظرفهای پر از دسر
dishfuls of snacks
ظرفهای پر از میانوعدهها
dishfuls of fruit
ظرفهای پر از میوه
dishfuls of meat
ظرفهای پر از گوشت
she served dishfuls of pasta at the party.
او بشقابهایی از پاستا را در مهمانی سرو کرد.
we had dishfuls of salad for dinner.
ما برای شام بشقابهایی از سالاد داشتیم.
he filled the table with dishfuls of delicious desserts.
او میز را با بشقابهایی از دسرهای خوشمزه پر کرد.
they brought dishfuls of curry to share with everyone.
آنها بشقابهایی از کاری را برای به اشتراک گذاشتن با همه آوردند.
after the feast, there were still dishfuls of leftovers.
بعد از جشن، هنوز بشقابهایی از غذای باقیمانده وجود داشت.
at the potluck, everyone contributed dishfuls of their favorite recipes.
در مهمانی، همه افراد بشقابهایی از دستور العملهای مورد علاقه خود را ارائه کردند.
she was known for her dishfuls of spicy chili.
او به خاطر بشقابهای چیلی تندش معروف بود.
he enjoyed preparing dishfuls of fresh fruit salad.
او از تهیه بشقابهایی از سالاد میوههای تازه لذت میبرد.
during the holidays, we always have dishfuls of roasted meats.
در تعطیلات، همیشه بشقابهایی از گوشت کبابی داریم.
they laughed as they piled dishfuls of mashed potatoes on their plates.
آنها در حالی که بشقابهایی از سیبزمینی پوره روی بشقابهای خود میچیدند، خندیدند.
dishfuls of food
ظرفهای پر از غذا
dishfuls of soup
ظرفهای پر از سوپ
dishfuls of rice
ظرفهای پر از برنج
dishfuls of salad
ظرفهای پر از سالاد
dishfuls of pasta
ظرفهای پر از پاستا
dishfuls of vegetables
ظرفهای پر از سبزیجات
dishfuls of dessert
ظرفهای پر از دسر
dishfuls of snacks
ظرفهای پر از میانوعدهها
dishfuls of fruit
ظرفهای پر از میوه
dishfuls of meat
ظرفهای پر از گوشت
she served dishfuls of pasta at the party.
او بشقابهایی از پاستا را در مهمانی سرو کرد.
we had dishfuls of salad for dinner.
ما برای شام بشقابهایی از سالاد داشتیم.
he filled the table with dishfuls of delicious desserts.
او میز را با بشقابهایی از دسرهای خوشمزه پر کرد.
they brought dishfuls of curry to share with everyone.
آنها بشقابهایی از کاری را برای به اشتراک گذاشتن با همه آوردند.
after the feast, there were still dishfuls of leftovers.
بعد از جشن، هنوز بشقابهایی از غذای باقیمانده وجود داشت.
at the potluck, everyone contributed dishfuls of their favorite recipes.
در مهمانی، همه افراد بشقابهایی از دستور العملهای مورد علاقه خود را ارائه کردند.
she was known for her dishfuls of spicy chili.
او به خاطر بشقابهای چیلی تندش معروف بود.
he enjoyed preparing dishfuls of fresh fruit salad.
او از تهیه بشقابهایی از سالاد میوههای تازه لذت میبرد.
during the holidays, we always have dishfuls of roasted meats.
در تعطیلات، همیشه بشقابهایی از گوشت کبابی داریم.
they laughed as they piled dishfuls of mashed potatoes on their plates.
آنها در حالی که بشقابهایی از سیبزمینی پوره روی بشقابهای خود میچیدند، خندیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید