dobrich

[ایالات متحده]/ˈdɒbrɪtʃ/
[بریتانیا]/ˈdɔːbrɪtʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوبritch (یک شهر در شمال شرقی بلغارستان)
شکل‌های واژه
جمعdobriches

عبارات و ترکیب‌ها

dobrich now

ترجمه فارسی

dobrich today

ترجمه فارسی

always dobrich

ترجمه فارسی

dobriching actively

ترجمه فارسی

dobriched yesterday

ترجمه فارسی

dobriches often

ترجمه فارسی

never dobrich

ترجمه فارسی

dobrich quickly

ترجمه فارسی

dobriched already

ترجمه فارسی

dobrich completely

ترجمه فارسی

جملات نمونه

i visited dobrich last summer and loved the architecture.

من دوباره در تابستان گذشته به دوبریچ رفتم و به معماری آنجا علاقه مند شدم.

many people travel to dobrich for its historical sites.

بسیاری از افراد به دوبریچ سفر می کنند به دلیل مکان های تاریخی آنجا.

she was born in dobrich and still lives there.

او در دوبریچ به دنیا آمد و هنوز هم در آنجا زیسته.

dobrich city has many beautiful parks.

شهر دوبریچ دارای بسیاری از پارک های زیبایی است.

the dobrich region is known for its agriculture.

منطقه دوبریچ به دلیل کشاورزی خود معروف است.

he moved to dobrich to work as a teacher.

او به دوبریچ انتقال یافت تا به عنوان یک معلم کار کند.

dobrich museum displays artifacts from the ottoman period.

موزه دوبریچ اثرات از دوره عثمانی را نمایش می دهد.

the dobrich province produces excellent wine.

استان دوبریچ عالی ترین نوشیدنی های شرابی را تولید می کند.

we came from dobrich to attend the conference.

ما از دوبریچ آمدیم تا در کنفرانس شرکت کنیم.

dobrich airport serves the northeastern part of bulgaria.

هواپورت دوبریچ به بخش شمال شرقی بلغارستان خدمت می کند.

the history of dobrich dates back to medieval times.

تاریخ دوبریچ به دوران میانه بازمی گردد.

traditional dobrich culture is celebrated every summer.

فرهنگ سنتی دوبریچ هر تابستان جشن گرفته می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید